يكي در تنعُم يكي در عذاب! يكي در مشقت يكي كامياب! ×××××××××××××××× يكي در گلستان راحت مقيم! يكي با غم و رنج محنت نديم! اوست هرچه خواهد آن کـند! عالَمي را در دمي ويران كند! *** آن يكي را ارّه بر سر ميكشد! ديگري را تاج بر سر مينهد! *** هست سلطاني مسلم مر او را نيست كس را زهره چون و چرا! ***