تبليغاتX
حمایت از افغانهای مقیم ایران

حمایت از افغانهای مقیم ایران

از سوءاستفاده جنسي تا باجگيري سردار زارعي

در روزهايي که نيروي انتظامي در آستانه آغاز تابستاني ديگر، بر شدت فعاليت هاي خود افزوده است و از شنبه "برخورد ‏با مروجان گروه‌هاي غربي" را آغاز مي کند، از پرونده سردار زارعي، فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران، خبر ‏مي رسد که بالاخره "عليرغم فشارهاي وارده" ، اين پرونده روال طبيعي خود را بازيافته و کساني که شکايتي از اين ‏فرمانده سابق نيروي انتظامي دارند مي توانند با مراجعه به دادگستري شکايت خود را اعلام کنند.در حال حاضر "هشتاد ‏نفر" از اين فرمانده نيروي انتظامي استان تهران "شکايت" کرده اند.‏ هم اينک وی شرايط زندان را تجربه مي کند و پرونده هاي زيادي براي او ‏گشوده شده و حدود هشتاد نفر از وي به علت جرايمي چون "سوءاستفاده جنسي، کلاهبرداري، شيادي، باج گيري، ارتشا" ‏و... شکايت کرده اند. ‏ وي انجام برخي خدمات را به دريافت زمين و‎ ‎خانه‎ ‎از متقاضيان مشروط مي کرده که در ‏بسياري موارد، موفق هم شده‎ ‎است‎.‎‏ بدين ترتيب، برخي خبرها که حکايت از بي گناهي اين فرمانده ناجا ‏داشت، صحت ندارد" و به قرار اطلاع حکم وي "به زودي" صادر خواهد شد‏‎.‎ سردار رضا زارعي که در جواني دفتر دار مدرسه اي‎ ‎در شهر اردستان بوده در ابتداي آغاز به کار سپاه پاسداران، به اين ‏نهاد پيوست. در ابتداي دهه هفتاد همزمان با ادغام شهرباني، ژاندارمري و کميته، وي نيز همچون سردار قاليباف و برخي ‏ديگر به اين بهانه که سپاه به آنان "حکم عدم نياز" داده وارد نيروي انتظامي شد و "بخاطر آشنايي که از نوجواني با سيد ‏احمد خميني فرزند آيت الله خميني داشت"، در نيروي انتظامي پيشرفت کرد. او در سال 81 فرمانده نيروي انتظامي گيلان و ‏پس از آن در آستانه انتخابات رياست جمهوري دولت نهم، فرمانده نيروي انتظامي استان تهران شد. ‏فعاليت وي در استان تهران با شناسايي "بيجه" همان متهمي که بيش از 14 کودک را پس از تجاوز بقتل رسانده بود آغاز و ‏نام او به همين دليل مدام در رسانه ها مطرح شد. او سال گذشته نيز در اقدامي هماهنگ با دادستان استان تهران ـ سعيد ‏مرتضوي ـ "طرح امنيت اجتماعي" را به اجرا گذاشت که طي آن بيش از "يکصد و پنجاه نفر در استان تهران" به اين بهانه ‏که آنها باجبگير، کلاه بردار، مزاحم نواميس مردم و... هستند بازداشت شدند؛ که البته بازداشت آنها بدون حواشي نبود. به ‏طور مثال به دستور سردار زارعي در پي بازداشت هر يک از آنها با اقداماتي مثل انداختن آفتابه به دور گردن شان، برهنه ‏چرخاندن شان در محله و همچنين با کشيدن اين افراد بر روي زمين، همزمان از بلندگوي نيروي انتظامي اعلام مي شد "اين ‏ها همان اراذل و اوباشي هستند که شما را مي ترساندند". اين رفتار ها به گفته مرتضوي در همان مقطع با صدور و اجراي ‏حکم اعدام براي شماري به پايان خود نزديک شد، اما در ماههاي پايان سال حتي برخي از دولتي ها و نمايندگان مجلس آن ‏را زير سوال بردند. ‏ از سردار طرح امنيت اجتماعي بيش از 36 ‏ساعت فيلم برداري در عين ارتباطات جنسي گرفته شده، هر چند مقامات مسوول اين موضوع را انکار کردند. ‏ حال در شرايطي که گفته مي شود وابستگان ايت الله شاهرودي پرونده زارعي را از دسترس قاضي مرتضوي، دوست ‏نزديک وي دور نگاه داشته اند، اينک برخي از شاکيان پرونده عليه سردار زارعي اعلام جرم کرده اند که ظاهرا پيش از ‏اين، اعمال نفوذها اجازه اين کار را به آنها نمي داد. ‏گفته مي شود سردار زارعي 6 زن برهنه را وادار به اداي نماز جماعت کرده است. برخي از اين زنان و ‏دختران با اشاره به اينکه بر اثر "اجبار سردار زارعي" به اين کار ها تن داده اند، گفته اند سردار از آنها مي خواسته به ‏انجام اموري غير عادي دست بزنند که برهنه در صف نماز ايستادن از آن جمله بوده است. ‏حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي پس از ضبط اين فيلم ها، از آنجايي که به ارتباط سردار زارعي با سعيد مرتضوي، ‏دادستان استان تهران آگاه بود، ماجراي اين فيلم ها را از طريق دفتر رياست قوه قضاييه به اطلاع آيت الله شاهرودي رساند. ‏براين اساس بود که دستور بازداشت سردار زارعي زير نظر رييس قوه قضاييه صادر شد و از جمله "محسن قاضي" ‏بازپرس شعبه‌ي پنجم دادسراي کارکنان‏‎ ‎دولت به عنوان قاضي اين پرونده گماشته شد. همان کسي که خبرگزاري ايسنا از ‏وي به عنوان ‏‏"قاضي رسيدگي‌کننده به پرونده يکي از فرماندهان سابق نيروي‎ ‎انتظامي استان تهران" نامبرده است. ‏پيش از اين بر روي قضات رسيدگي کننده به پرونده فشار زيادي بود اما با علني شدن موضوع فساد اخلاقي فرمانده سابق ‏نيروي انتظامي استان تهران، از دو هفته پيش اين هيات قضايي مستقيما گزارش خود را به رييس قوه قضاييه ارائه مي کند. ‏در همين حال از کليه شاکيان خواسته شده است بدون ترس، شکايت خود را ارايه کنند که به اين ترتيب ظرف دوهفته تعداد ‏شاکيان به هشتاد نفر رسيده است. در ميان اين شاکيان نام چند زن ديده مي شود که از سوءاستفاده جنسي سردار زارعي از ‏خود شکايت کرده اند.نکته جالب اينکه بيشتر پرونده هايي که نام سردار زارعي به عنوان "کاشف" آنها در روزنامه ها آمده ‏مربوط به فساد هاي جنسي و خانه هاي فساد است. ‏
منبع : روزآنلاین
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

انفجار انتحاری در افغانستان ۱۶کشته بر جای گذاشت

امروز پنج شنبه 1387/02/26 ، يک بمبگذار انتحاری با منفجر کردن خود در بازاری شلوغ در جنوب غربی افغانستان ۱۶ نفر را کشت که چهار نفر از آنها پليس بودند.

گزارش ها حاکی است که اين بمبگذاری توسط فردی که با برقع چهره خود را پوشانده بود صورت گرفت.

گروه طالبان که معمولا بمبگذاری های انتحاری را انجام می دهد بلافاصله مسئوليت اين حمله را در منطقه دلارام ولايت فراه بر عهده گرفت.

يونس رسولی، والی اين ولايت گفته است که اين بمبگذاری نيروهای پليس را هدف قرار داده بود.

وی به خبرگزاری فرانسه گفت: «در اين حادثه ۱۲ نفر از شهروندان غیرنظامی افغان کشته و ۲۲ نفر ديگر مجروح شده اند. چهار پليس نيز در اين حادثه جان خود را از دست داده و شش پليس ديگر زخمی شدند.»

آقای رسولی افزود: «جنازه بمبگذار انتحاری از بين رفته است ولی ما تکه های لباس، کفش ها و برقع يک زن را پيدا کرديم.»  

شورشيان وابسته به طالبان بيشتر حملات خود را در مناطق شرق و جنوب افغانستان متمرکز کرده اند، اما در دو سال گذشته ولايت های نزديک به مرز ايران نظير نيمروز و فراه نيز شاهد بمبگذاری های متعددی توسط این گروه بوده است.

اکرم الدين ياور، رييس پليس منطقه جنوب غربی افغانستان نيز گفت: «تحقيقات نشان می دهد که بمبگذار انتحاری برقع پوشيده بود که دال بر اين است احتمالا وی زن بوده است.»

آمار والی فراه درباره تلفات انفجار در حالی اعلام می شود که وزارت کشور افغانستان تعداد کشته شدگان را کمتر اعلام کرد و گفت که هفت شهروند عادی و پنج پليس در اين حادثه جان خود را از دست دادند.

در صورتی که تاييد شود اين بمبگذار زن بوده است اين نخستين بار است که يک زن در افعانستان عمليات انتحاری انجام می دهد.

در گذشته برخی از مردانی که اقدام به انفجار انتحاری می کردند نيز از برقع استفاده می کردند و کماکان این احتمال وجود دارد که این بار نیز مردی از برقع برای پنهان کردن مواد منفجره خود استفاده کرده باشد؛موضوعی که طالبان نیز بر آن تاکید دارد.

يوسف احمدی، سخنگوی طالبان گفته است که يکی از اعضای اين گروه با نام «خالد» عمليات انتحاری را انجام داد و هدف آن نيز يک فرمانده پليس بود.

يک مقام دولتی در ولايت فراه نيز گفته است که احتمال می رود در ميان قربانيان بمبگذاری روز پنجشنبه زنان و کودکان نيز وجود باشند.

گروه طالبان که از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ بر افغانستان حاکم بود پس از اينکه با حمله نيروهای ائتلاف به رهبری آمريکا به افغانستان از قدرت کنار گذاشته شد دست به حملات گسترده ای عليه مواضع نيروهای ائتلاف زده است.

حملات و بمبگذاری های اين گروه سبب شد تا افغانستان در سال گذشته شاهد بالاترین تلفات و مرگبار ترين حوادث تروريستی باشد.

طالبان معمولا بيشترين حملات خود را در فصل های بهار و تابستان صورت می دهند و در ۲۹ آوريل گذشته نيز يکی از بمبگذاری های اين گروه سبب کشته شدن ۱۹ نفر در شرق افغانستان شد.

شورشيان وابسته به اين گروه بيشتر حملات خود را در مناطق شرق و جنوب افغانستان متمرکز کرده اند، اما در دو سال گذشته ولايت های نزديک به مرز ايران نظير نيمروز و فراه نيز شاهد بمبگذاری های متعددی توسط طالبان بوده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط  

محمد خاتمی در سخنانش در گیلان به شعار صدور انقلاب در اندیشه سیاسی آیت الله خمینی اشاره کرده و گفته بود: "امام چه می‌ خواست و منظورش از صدور انقلاب چه بود؟ اینکه ما اسلحه بگیریم و در دیگر کشورها انفجار ایجاد کنیم و گروههایی درست کنیم که در دیگر کشورها خرابکاری کنند؟ امام بشدت با این رفتارها مخالف بود و برخورد می‌ کرد".

آقای خاتمی در سخنانش مستقیماً سیاستگذاران کنونی ایران را به دست داشتن در حرکتهای مسلحانه و خرابکارانه در دیگر کشورهای جهان متهم نکرده، اما اظهارات وی در شرایطی ایراد شده که دولتهای آمریکا و اسرائیل و بسیاری از مقامات کشورهای مختلف جهان پیوسته ایران را به پشتیبانی از حرکتهای تروریستی و عملیات گروههای مسلح در عراق و افغانستان متهم می کنند.

محمد خاتمی جمعه پیش طی سخنرانی در جمع اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گیلان، انتقاداتی راجع به سیاستهای جاری نظام جمهوری اسلامی مطرح کرد و پاره ای از این سیاستها را، بویژه در مرزبندیهایی که میان نیروهای سیاسی در داخل کشور می شود، انحراف از اندیشه سیاسی آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی دانست.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 


آقای مهدی چمران، رییس شورای اسلامی شهر تهران، مُعتقد است شهر تحت اداره ی او "از نظر آلودگیهای مختلف زیست محیطی در سطح کشور و حتی جهان رکورد دار است" و در جایی دیگر از افزایش بهای خدمات حمل و نقل شهری همزمان با سهمیه بندی بنزین و اجبار شهروندان به استفاده از سرویسهای همگانی، خبر می دهد. با این حال، او و همکارانش در شورای شهر ترجیح داده اند با 3 میلیارد تومان برداشتی از صندوق عمومی شهروندان تهرانی، به کُمک "شیعیان لُبنان" بشتابند.

تصمیم شورای اسلامی شهر پس از برگُزاری یک نشست غیرعلنی، توسُط سُخنگوی آن اعلام شُد. آقای خُسرو دانشجو پرداخت این مبلغ هنگُفت را با سفر آقایان چمران و پورزرندی به لُبنان مُرتبط کرد و در تلاش برای توضیح این خاصه خرجی از کیسه شهروندان مُدعی شُد: "سه میلیارد تومان مبلغ قابل توجُهی نیست."

در همان هنگامی که آقای دانشجو با شُعبده بازی مشغول تبدیل میلیاردها تومان اسکناس رایج به پول خُرد بود، حُکم تخلیه 90 مدرسه اجاره ای صادر شُد تا 18 هزار دانش آموز تهرانی به دلیل "کمبود اعتبار" برای خرید محلهای تحصیل شان، راهی خیابانها شوند.

در مُقایسه با غیب شُدن بی سر و صدای 350 میلیارد تومان در دوره شهرداری آقای احمدی نژاد، اعلام آشکار سبُک کردن خزانه همگانی شهر را می توان یک گام به جلو در گُستاخی در دست درازی به اموال عُمومی ارزیابی کرد.

آنچه که پایوران "نظام" با عبارت "شیعیان لُبنان" و "کُمکهای نرم افزاری و آموزش مُتخصصان" زیر فرش جارو می کُنند، محل هزینه ی اختلاس میلیاردی جدید است. در این باره آقای مروان حماده، وزیر ارتباطات لُبنان، توضیح بیشتری داده است. او اطلاع می دهد، کُمیته ایرانی کُمک به بازسازی لُبنان در حال احداث شبکه شُنود برای حزب الله است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

يك سفير در دو كشور !؟

محمد یحیی معروفی سفیر کبیر و نماینده فوق العاده جمهوری اسلامی افغانستان در جمهوری اسلامی ایران که در عین زمان بحیث سفیر کبیر غیر مقیم در اذربایجان میباشد، اعتماد نامه خویش را به تاریخ 11 ثور سال جاری طی مراسم خاصی به الهام علی وف رئیس جمهوری اذربایجان در شهر باکو تقدیم کرد.
معروفی در ملاقاتی که بعداز تقدیم اعتماد نامه اش با رئیس جمهوری اذربایجان داشت ، دعوت رئیس جمهوری افغانستان را جهت بازدید ایشان از افغانستان به وی رساند.
سفیر افغانستان دراین ملاقات از روابط افغانستان و اذربایجان که دارای مشترکات تاریخی و فرهنگی میباشد ، یاد اوری کرده و ان را پایه های محکمی درجهت استحکام و گسترش این مناسبات دانسته ، گفت : ارزومندم که ماموریت من در کشور شما در عمیق ساختن روابط بین دو کشور موثر واقع گردد.
در مقابل رئیس جمهوری اذربایجان از دعوت رئیس جمهور افغانستان ابراز تشکری کرده ، وعده دادند که در وقت مساعد از افغانستان بازدید نمایند.
همچنان وی به تحکیم روابط محکم بین دو کشور و ضرورت ان به سطح منطقه وجهان تاکید کرده ، گفت که عنقریب یک هیئت بلند پایه را به افغانستان اعزام خواهد کرد تا به علاوه سهمگیری کنونی اذربایجان در افغانستان ، جهت های مختلف همکاری بین دوکشور را در ساحات اقتصادی ، تخنیکی ، استخراج معادن و غیره ساحات مطالعه کرده و پیشنهادات شان را ارائه دارند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

هيأت عراقی در تهران مدارک حمايت شدن شبه نظاميان اهل تشيع را ارائه کرد


مقامات عراق می گويند دلايل و مدارکی را در اختيار دولت ايران قرار دادند که از حمايت تهران از شبه نظاميان اهل تشيع در عراق حکايت داشت.

حيدر العبادی عضو پارلمان عراق روز جمعه اظهار داشت هيأتی از سياستمداران اهل تشيع عراق که هم اکنون از تهران ديدار می کند، روز پنجشنبه فهرستی از اسامی، اردوگاه های آموزشی و سلول های مرتبط با ايران را در اختياردولت اين کشور قرارداد.

آقای العبادی افزود تهران ادعا می کند که مداخله ای در امور عراق نکرده است.

در همين حال خبرگزاری ايران نيز گزارش داد که هيأت عراقی برای بحث درباره مسائل امنيتی به ايران آمده است.

مقامات آمريکا مدت ها است که ايران را به آموزش دادن به شبه نظاميان شيعه در عراق و مسلح ساختن آن ها متهم می سازند، اما ايران بارها اين اتهامات را تکذيب کرده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان، از یک حمله در جریان مراسم سالگرد پیروزی مجاهدین در کابل، جان سالم بدر برده است.

گزارش شده که دست کم یک نفر در این حادثه کشته شده و یازده تن دیگر، از جمله دو نماینده پارلمان افغانستان، زخمی شده اند.

آقای کرزی در پیام کوتاه تلویزیونی که ساعاتی پس از وقوع حمله منتشر شد، از سلامتی خود به مردم اطمینان داد.

این مراسم که با رژه نیروهای مسلح همراه بود، به مناسبت هشت ثور (اردیبهشت)، سالگرد ورود مجاهدین افغانستان به کابل برگزار شده بود.

 


 


نیروهای امنیتی، بلافاصله پس از وقوع تیراندازی، آقای کرزی را از محوطه جشن خارج کردند و صدها شرکت کننده دیگر نیز، متفرق شدند.

تیراندازی، دقایقی پس از حضور حامد کرزی در جایگاه و به دنبال قرائت آیاتی از قرآن و اجرای سرود ملی افغانستان صورت گرفت.

بر اساس تصاویری که به طور مستقیم از تلویزیون کابل پخش می شد، شماری از شرکت کنندگان مراسم که در سمت راست جایگاه اصلی نشسته بودند همزمان با شنیده شدن صدای تیراندازی برزمین افتادند و عده ای خود را به جوی آب انداختند.

لحظاتی بعد، زمانی که تلویزیون بار دیگر جایگاه حامد کرزی و مهمانان بلندپایه داخلی و خارجی مراسم را نشان داد، آقای کرزی و شمار زیادی از کسانی که در اطراف وی حضور داشتند، جایگاه را ترک کرده بودند.

مقامات دولتی می گویند در این تیراندازی، به رئیس جمهور و دیگر مقامات بلندپایه دولتی حاضر در این مراسم، آسیبی نرسیده است.

رئیس جمهور افغانستان در پیام تلویزیونی خود پس از حمله، این حادثه را به "دشمنان ترقی و امنیت مردم افغانستان" نسبت داد.

او گفت که نیروهای امنیتی افغان، موفق شده اند حمله کنندگان را محاصره و شماری از آنها را دستگیر کنند.


'اعزام'

 

یک سخنگوی گروه طالبان، مسئولیت حمله به مراسم گرامیداشت سالگرد پیروزی مجاهدین در کابل را به عهده گرفته است.

ذبیح الله مجاهد ادعا کرد که چهار مرد مسلح طالبان، به همراه جلیقه (واسکت) دارای مواد منفجره و تفنگ، به مراسم جشن هشت ثور در کابل اعزام شده بودند.

او به خبرگزاری فرانسه گفت: "ما به سوی جایگاه مراسم، راکت شلیک کردیم".

مراسم جشن و رژه نیروهای مسلح افغانستان به مناسبت سالگرد پیروزی مجاهدین، به طور مستقیم از تلویزیون کابل پخش می شد، اما با وقوع این حمله، پخش مراسم از این تلویزیون قطع شد.

تلفات

یک منبع در وزارت دفاع افغانستان گفت دو نماینده پارلمان این کشور به نام داوود زازی و عبدالرحمان چمکنی (هر دو از ولایت پکتیا) به همراه 9 تن دیگر، در تیراندازی به مراسم سالگرد پیروزی مجاهدین در کابل، زخمی شده اند.

این منبع، نام فرد کشته شده در این مراسم را، فضل کریم ایماق، رئیس شورای قزلباش های افغانستان اعلام کرد.

این چندمین بار است که به مراسمی با حضور حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان حمله می شود.

گروه شورشی طالبان که آقای کرزی خواهان مذاکره با آنان است، مسئولیت تمام این حملات را به عهده گرفته اند.

آقای کرزی طالبان را "فرزندان افغانستان" می داند و می گوید آماده است در هر سطحی با آنان مذاکره کند.

روزنامه نیویورک تایمز، اخیراً به نقل از آقای کرزی (در یک مصاحبه اختصاصی) نقل کرده که او می خواهد تا نیروهای آمریکایی دستگیری افراد مظنون به عضویت در صفوف طالبان و حامیان آنهارا متوقف کنند؛ زیرا ترس از دستگیری ها و بدرفتاری ها در گذشته باعث شده تا چنین افرادی جرئت نکنند سلاح برزمین بگذارند و از جنگ دست بکشند.
1387/02/08
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چند تن از کارمندان اطلاعاتی آلمان به اتهام نظارت و کنترل غیر قانونی نامه های الکترونیکی (ایمیل) بین وزیر تجارت افغانستان و یک روزنامه نگار آلمانی، از وظایفشان برکنار شدند.

سخنگوی وزارت خارجه افغانستان به بی بی سی گفت وزیر خارجه آلمان در یک گفتگوی تلفنی با همتای افغانی خود این موضوع را اعلام کرده است.

پیشتر از این وزارت خارجه افغانستان در برابر این اقدام غیرمنتظره دستگاه اطلاعاتی آلمان به تندی واکنش نشان داده بود.

هنوز به درستی روشن نیست که ماموران اطلاعاتی آلمان به چه دلیل و به دستور چه کسانی نامه های الکترونیکی میان یک وزیر افغان و خبرنگار مجله آلمانی اشپیگل را نظارت می کردند.

این موضوع نیز روشن نشده است که موضوع اصلی در نامه هایی که میان این دو تن رد و بدل می شد چه بوده است.

به نوشته مجله اشپیگل که این موضوع را افشا کرده است در سال ۲۰۰۶ دستگاه اطلاعاتی آلمان با استفاده از وسایل اطلاعاتی به نامه های الکترونیکی و دیگر مدارک داخل کامپیوتر وزیر تجارت افغانستان دسترسی پیدا کردند.

به دنبال انتشار این گزارشها سلطان احمد بهین، سخنگوی وزارت خارجه افغانستان می گوید در این باره با مقامات آلمانی صحبت های مفصلی صورت گرفته و دولت افغانستان امیدوار است بار دیگر با چنین موردی رو به رو نشود.

آقای بهین گفت: "ما نسبت به این حادثه، به خصوص که (این کار) از جانب یک کشور دوست صورت گرفته متاثر هستیم."

سخنگوی وزارت خارجه افغانستان افزود: "ما امیدواریم که (در آینده) چنین چیزی تکرار نشود."

وزارت خارجه افغانستان تاکید می کند که این یک اقدام غیرقانونی از سوی ماموران اطلاعاتی آلمان بوده است.

سخنگوی وزارت خارجه افغانستان همچنین می گوید این نخستین بار است که با چنین مورد روبرو شده اند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

جمعه 25 آوريل 2008 - 06 اردیبهشت 1387

مقامات افغان می گویند با برگشت سیل مهاجران از ایران و پاکستان به افغانستان شمار افراد معتاد به مواد مخدر افزایش یافته است.

مقامات وزارت صحت افغانستان می گویند با بازگشت مهاجران معتاد به داخل کشور، اعتیاد در این کشور رو به افرایش نهاده است.

عبدالله فهیم، سخنگوی وزارت صحت افغانستان، می گوید گزارشهایی به این وزارت رسیده است که نشان می دهد شمار قابل ملاحظه ای از افراد معتاد در میان مهاجران برگشته از خارج وجود دارد.

مسئولان یک درمانگاه معتادان موسوم به "نجات" در کابل می گویند روزانه دهها معتادی که تازه از ایران و پاکستان برمی گردند، به این مرکز مراجعه می کنند.

یکی از معتادان می گوید اعتیاد را در ایران با هروئین آغاز کرده و اکنون در یکی از مراکز درمان معتادان تحت درمان قرار گرفته است.

یا مرگ یا زندگی

او که ازدواج کرده و مدتی به تحصیل مشغول بوده، می گوید تصمیم گرفته است که "زندگی" را انتخاب کند و از اعتیاد نجات یابد.

این مرد، که اخیراً از ایران برگشته است، می گوید: "من سیزده سال است که با مواد مخدر آلوده هستم. من نخست از پودر (هروئین) شروع کردم. تا اکنون (هنوز) هم پودر (دود می کنم)."

او پس از سالها اعتیاد اکنون به شدت پشیمان شده و به این باور رسیده که هم چیز را از دست داده است.

او می گوید: "این طور باید بگویم که زندگی مرا (هروئین) خراب کرد؛ هستی، مادر، پدر، برادر، خواهر، آبرو، حیثیت، زن، فرزند، موتر (خودرو) و زندگی، همه را از من گرفت."

او افزود: "پیش از این که من معتاد شوم، من به بهترین مدرسه می رفتم، تا صنف (کلاس) دوازده درس خواندم؛ دیپلم خود را گرفتم؛ به دنبال مدارک خوبتر بودم تا یک کاره ای شوم و بدرد افغانستان بخورم."

این معتاد حالا می گوید: "اکنون تصمیم قطعی من این است که یا مرگ یا زندگی، یا مواد مخدر یا زن و فرزندم."

درمان

اما مرکز "نجات" چگونه آرزوی او را برای برگشت به "زندگی"، "زن" و "فرزندش" برآورده می کند؟

این نهاد غیردولتی به علاوه فراهم کردن امکانات درمانی، غذا و موسیقی، نمایش فیلم هایی را که نتیجه بد زندگی با اعتیاد را نیز برای آنها در نظر گرفته است.

دکتر طارق سلیمان، رئیس این مرکز می گوید مهارت های حرفه ای نیز در جریان یک سال برای این افراد برای فراهم کردن زمینه کار به آنان، آموزش داده می شود.

آقای سلیمان گفت: "حدود پنجاه تا شصت نفر روزانه (به این مرکز) می آیند و از ساعت هشت صبح تا سه و نیم بعد از ظهر تمام خدمات، به شمول نان و لباس برای آنها عرضه می کنیم."

دکتر سلیمان افزود: "این همه این افرادی که این برنامه را به صورت کامل دنبال کرده اند، در روز شنبه ۵ نفر برای بستر می گیریم ( بستری می کنیم). برای پانزده روز نگه می داریم و بعد از پانزده روز برای یک سال برنامه تعقیبی و زمینه کاریابی و بعضی مهارت های مسلکی (حرفه ای) برای آنها آموزش داده می شود تا زمینه کار برای آنان مساعد شود، تا آنان بتوانند کار کند".

بیاموزند و به خود کمک کنند

آقای سلیمان می گوید در مرکز درمانی نجات، که شانزده سال پیش تاسیس شده، برای دوری افراد معتاد از مواد مخدر برنامه های مشاوره و آگاهی دهی نیز در نظر گرفته شده است.

او گفت: "دروازه ما برای تمام معتادان باز است؛ خدمات ما محدود به بستر نیست؛ ما با خانواده های آنها تماس می گیریم، در اجتماع و در مناطقی که آنها زندگی می کنید، می رویم، با مردم صحبت می کنیم؛ یا این که آنها به این جا می آیند و از حفظ الصحه (مراقبتهای بهداشتی) شخصی خود مستفید می شوند."

آقای سلیمان افزود: "به آنها از خطرات مواد مخدر آگهی داده می شود. (معتادان) خصوصاً از پیچکاری (سرنگ) های مشترک آگاهی پیدا می کنند. خودشان تصمیم می گیرند که مداوا شوند؛ مقدار نشئه خود را کم می کنند. از راه های مختلف ما کوشش می کنیم که اینها چیزی را بیاموزند و خود برای خود کمک کنند".

یک میلیون معتاد

این تنها مرکز نجات نیست که به به درمان این گونه معتادان می پردازد؛ مقامات وزارت صحت افغانستان می گویند اکنون حدود ۴۰ مرکز درمان معتادان در سراسر افغانستان ایجاد شده است.

آمار دقیق معتادان در افغانستان مشخص نیست، اما گفته می شود در سال ۲۰۰۵ حدود یک میلیون معتاد در این کشور وجود داشته است.

به گفته این مقامات شمار مراکز درمانی در افغانستان با توجه به رقم معتادان کافی نیست. آنان انتظار دارند که شمار این مراکز در سال آینده افزایش یابد.

تنها مهاجرت و آوارگی نیست که باعث اعتیاد جوانان افغان شده است؛ کارشناسان می گویند مشکلات اجتماعی، فقر، بی سوادی، بیکاری و دسترسی آسان به مواد مخدر هم از دلایل عمده اعتیاد به مواد مخدر شمرده می شود.

به باور این کارشناسان برای پیشگیری از اعتیاد به مخدر دولت باید برنامه های آموزشی و آگاهی دهی را از طریق مکاتب (مدارس)، دانشگاهها، روی دست گیرد.

آنان تشویق جوانان به ورزش و توسعه زمینه های ورزش نیز برای جلوگیری از اعتیاد موثر است.

اما به باور بسیاری از کارشناسان تا زمانی که کشت و قاچاق مواد مخدر، بیکاری و فقر در این کشور وجود دارد جلوگیری از اعتیاد به صورت اساسی در افغانستان ناممکن است.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پنج شنبه 24 آوريل 2008 - 05 اردیبهشت 1387


در دومین روز نمایشگاه خدمات دفاعی آسیا در کشور مالزی، شرکتهای سازمان صنایع دفاع ایران از این نمایشگاه اخراج شدند و غرفه آنان در نمایشگاه بسته شد.

نجیب عبدالرازق، معاون نخست وزیر و وزیردفاع مالزی علت اخراج شرکتهای ایرانی از نمایشگاه را به نمایش گذاشتن تجهیزات و تسلیحات مرگبار و خلاف مقررات اعلام کرده و گفته که وزارت دفاع مالزی قبلاً به سفارت ایران در این کشور اطلاع داده بود که شرکتهای ایرانی نباید تجهیزات و تسلیحاتی را به نمایش بگذارند که با قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد در مورد محدودیت دادوستد نظامی با ایران مغایرت داشته باشد اما این شرکتها تسلیحات و تجهیزاتی همچون موشکها و سیستمهای موشکی را در غرفه خود عرضه کردند که با این قطعنامه ها در مغایرت آشکار قرار دارد.

وزیر دفاع مالزی گفته که با توجه به تخلف ایران از مقرراتی که نمایشگاه برایش وضع کرده بود، دولت مالزی چاره ای جز این ندید که به شرکت ایران در نمایشگاه پایان دهد.

یازدهمین نمایشگاه خدمات دفاعی آسیا به مدت چهار روز از دوشنبه تا پنجشنبه هفته جاری در مرکز تجارت جهانی پوترا در کوالالامپور، پایتخت مالزی برپا بود و از ایران نه شرکت تحت پوشش شرکتهای صنایع هوایی و صنایع الکترونیک وزارت دفاع در این نمایشگاه شرکت کرده بودند.

آمریکا با 26 شرکت و همچنین بریتانیا حضور پررنگی در این نمایشگاه داشتند اما وزیر دفاع مالزی این گمان را رد کرده که پایان دادن به حضور ایران در نمایشگاه در نتیجه فشار سفارتخانه های آمریکا و بریتانیا بوده است.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مقامات افغان می گویند درگیری میان نیروهای امنیتی افغانستان و ایران در یک منطقه مرزی میان دو کشور، تلفاتی برجای گذاشته است.

این درگیری به گفته غلام دستگیر آزاد والی نیمروز، در یک منطقه "مورد منازعه" صورت گرفته است.

آقای آزاد گفت که در نتیجه تبادل آتش میان سربازان مرزی افغانستان و ایران، حداقل یک غیرنظامی افغان که از محل درگیری عبور می کرد کشته شده است.

همچنین گزارشهایی به نقل از مقامات ایرانی منتشر شده که گفته اند یک نفر از سربازان ایرانی در این درگیری زخمی شده است.

ولایت نمیروز در جنوب غرب افغانستان، با سیستان و بلوچستان ایران هم مرز است.

والی نیمروز گفت درگیری روز گذشته (شنبه 31 حمل / فروردین) زمانی آغاز شد که سربازان مرزی ایران وارد یک منطقه مورد منازعه در مرز با افغانستان شدند.

به گفته آقای آزاد، جنجال در مورد اینکه این منطقه مربوط به خاک کدام کشور - ایران و افغانستان - می شود، از سالها پیش ادامه دارد و هنوز توافق مشخصی در این مورد بدست نیامده است.

مقامات افغان می گویند، توافق بر این است که تا زمانی که جنجال ها در این مورد به پایان نرسیده و این منطقه رسما به یکی از دو کشور مربوط نشده، هیچ کسی - نه از ایران و نه هم از افغانستان - اجازه گشت و گذار در این منطقه را ندارد.

سال گذشته نیز یک بار حضور واحدی از سربازان ایرانی در همین منطقه، واکنش نیروهای مرزی افغانستان را بدنبال داشت.

ایران و افغانستان، 950 کیلومتر مرز مشترک دارند اما این مرز، بر خلاف مرز افغانستان و پاکستان، نسبتاً آرام است.

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

كميسيون امنيت داخلي پارلمان كشور رييس امنيت ملي را به اين كميسيون فراخواند تا علت كمك رساني مستقيم نيروهاي ايتلاف طالبان در ولايت زابل را بررسي نمايند.
كميسيون امنيت ملي گزارش موثقي را از ارسال مهمات و سلاح هاي جنگي و مواد خوراكي و لباس به ملا علم فرمانده طالبان در ولايت زابل ارايه نمود اما امرالله صالح رييس امنيت ملي كشور كمك رساني مستمر از سوي نيروهاي ايتلاف به طالبان را تكذيب كرده گفت كه اشتباهي مقداري مهمات جنگي و مواد خوراكه به دست طالبان افتاده است.
كميسيون امنيت ملي اين گفته اقاي صالح را رد نموده مي گويند كه اين بار اول نيست كه نيروهاي ايتلاف به طالبان مهمات جنگي و مواد خوراكه مي دهند و چگونه است كه از طزيق هواپيما مهمات جنگي به مناطق طالبان انتقال داده اند.
سخنگوي نيروهاي ايساف نيز تاييد كرد كه مقداري مهمات و آب و غذاي نيروهاي خارجي در ولايت زابل به دست گروه طالبان افتاده است.
كارلوس برانكو روز يكشنبه در گفتگو با خبرنگاران افزود: نيروهاي ايساف به مخالفان دولت افغانستان، سلاح و تجهيزات نظامي نمي دهند و مورد پيش آمده يك اشتباه بود.
وي اضافه كرد: در اين رابطه محموله نيروهاي خارجي از راه هوا به منطقه منتقل كه به اشتباه در خارج از منطقه مورد نظر به زمين پرتاب شد.
وي تاكيد كرد سعي مي‌شود كه در آينده چنين اشتباهي تكرار نشود.
اين حادثه هفته قبل در جنوب افغانستان اتفاق افتاده است .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

کلید خانه کعبه، مقدسترین عبادتگاه مسلمانان جهان در حراج سادبی لندن به بهای نه میلیون و دویست هزار پوند (هجده میلیون دلار) فروخته شد و رکورد تازه ای در فروش آثار هنری و باستانی اسلامی به ثبت رساند.

خانه حراج سادبی در لندن اعلام کرده که این کلید و شماری دیگر از آثار هنری اسلامی که در کنار آن به فروش رسیده، در نوع خود یکی از مهمترین مجموعه هایی بوده که این مرکز فروش آن را سازماندهی کرده است.

مجموع این آثار به بهای 21.5 میلیون پوند فروخته شده است.

در گذشته رسم بر این بوده که هر بار که خلیفه ای حکومت ممالک اسلامی را به دست می گرفته، کلیدی به نام او برای خانه کعبه ساخته می شده است و این کلید نماد قدرت این خلیفه محسوب می شده است.

به گفته مسئولان حراجی سادبی، در حال حاضر علاوه بر این کلید، پنجاه و هشت کلید دیگر خانه کعبه در جهان موجود است، 54 تا از آنها در کاخ توپ قاپی استانبول نگهداری می شود، دو تا در مجموعه نهاد السعید، یکی در موزه لوور در پاریس و یکی در موزه هنر اسلامی در قاهره.

اما کلیدی که در این حراجی به فروش رفته، تنها کلیدی است که به جای نگهداری در موزه به صورت خصوصی نگهداری می شده است.

این کلید آهنی که در سال 573 هجری قمری (1177 میلادی) ساخته شده و به دوره مستنصر، خلیفه عباسی تعلق دارد، سی و هفت سانتیمتر طول دارد و روی آن این عبارت به عربی حک شده: "هذا ما تم عمله لبيت الله الحرام خلال حكم الامام ابن الامام المقتدی ابو جعفر المستنصر ابوالعباس عام 573".

نام خریدار کلید فاش نشده است، او با خرید این کلید رکورد خرید آثار اسلامی را شکست و کلید را به سه برابر بهای گرانقیمت ترین اثر اسلامی که تاکنون فروخته شده، خریداری کرد.

 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

خبرگزاری های ایرانی روز جمعه اعلام کردند که نزدیک پانصد سانتریفوژ از چرخه سه هزار تایی جدید سانتریفوژهای ایران در تاسیسات هسته ای نطنز مشغول به کار است.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، چند روز پیش و در روز ملی انرژی هسته ای در ایران از تاسیسات نطنز بازدید کرد و خبر از نصب و راه اندازی شش هزار سانتریفوژ جدید در تاسیسات نطنز داد.

یک مقام مسئول که نخواسته نامش فاش شود به خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، ایرنا گفته است در حال حاضر سه زنجیره 164 تایی از نسل پی - یک از مجموع سه هزار سانتریفوژ دوم در نطنز مشغول کار است.

همزمان خبرگاری دانشجویان ایران، ایسنا نیز در گزارشی به قلم یکی از خبرنگاران خود که در بازدید آقای احمدی نژاد از تاسیسات نطنز همراه او بوده، خبر از مشغول به کار بودن سه زنجیره 164 تایی سانترفوژ داده است.

طبق اعلام مسئولان ایرانی پیش از این سه هزار سانتریفوژ از نسل پی - یک در قالب هیجده زنجیره 164 تایی در تاسیسات هسته ای نطنز در حال غنی سازی اورانیوم هستند.

دولت های غربی ایران را متهم می کنند که به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است، اما ایران همواره این اتهام را تکذیب کرده و می گوید تنها به دنبال استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است.

سانتریفوژهای موجود در تاسیسات نطنز می توانند اورانیوم را تا غلظت سه و نیم درصد غنی کنند.

اورانیوم مورد استفاده برای ساخت سلاح هسته ای باید غلظتی به مراتب بیش از این داشته باشد اما دولت های غربی می گویند ایران با آغاز غنی سازی اورانیوم پا در این راه گذاشته است.

تعلیق غنی سازی اورانیوم همواره یکی از اصلی ترین خواسته های شورای امنیت و به خصوص دولت آمریکا از ایران بوده و آمریکا آن را پیش شرط هر گونه مذاکره با یاران دانسته است.

در مقابل ایران غنی سازی اورانیوم را خط قرمز خود عنوان کرده و اعلام کرده به هیچ وجه حاضر نیست از آن چشم بپوشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

سفير ايران به حضور وزير خارجه كشور رسيد

فداحسين مالكي سفير ايران در كابل عصر روز دوشنبه 1387/01/19 ضمن ديدار با داكتر رنگين دادفر اسپنتا وزير امور خارجه كشور، در مورد موضوعات، مسايل دو جانبه و بين‌المللي گفتگو و تبادل نظر كر.
در اين ملاقات سخنان غيرمسوولانه سفير افغانستان در واشنگتن، جو ناسالم در برخي رسانه‌هاي محلي، وضعيت فعاليت‌هاي تجاري و بانكي ايران در اين كشور، موانع به عمل آمده در روند فعاليت آرين بانك شعبه كابل، مطرح شد.
در اين ديدار همچنين رفع موانع كمرگي در نوار مرزي، روابط كنسولي، انتظارات و پيشنهادات در زمينه ارتقاي سطح مناسبات دو كشور همسايه در فضايي دوستانه و صميمي مورد بررسي قرار گرفت.
مالكي با تشريح روند مناسبات دو كشور در عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي ديدگاه مثبت و ويژه مسوولان عالي رتبه ايران خصوصا رييس جمهوري را زمينه ساز توسعه و ارتقاي روابط و رفع موانع موجود در تمامي زمينه‌ها دانست.
همچنين داكتر اسپنتا نيز در اين ديدار با اشاره به ديدگاه مثبت حامد كرزي رييس جمهوري و هيات دولت افغانستان، ضمن محكوم نمودن هرگونه اخلال در روابط دو كشور آن را در راستاي خواسته بيگانگان و بدخواهان داخلي و خارجي دانست.
وزير امور خارجه افغانستان، در ادامه جمهوري اسلامي ايران را يار هميشگي و دوست واقعي دولت و ملت كشورش در گذشته و حال دانست
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

متن سخنرانی رئیس جمهور كشور در اجلاس سران کشور های ناتو در بخارست

بسم الله الرحمن الرحیم
جلالتماب سکرتر جنرال ناتو ، روسای جمهور، صدراعظمان، جلالتماب سرمنشی سازمان ملل متحد، عالی جنابان، خانم ها و آقایان !
شش ونیم سال قبل افغانستان موضوعات مهمی را به جهان مطرح کرد که پاسخ به انها نه تنها به آِينده افغانستان بلکه به امنیت جامعه جهانی نیز رابطه مستقیم دارد .
این موضوعات در قالب چند سوال مطرح بود - آیا جهان برای از بین بردن خطر تروریزم بین المللی دست به دست هم خواهند داد ؟ و اینکه آیا مردم افغانستان بالاخره این فرصت را خواهند یافت تا در مورد سرنوشت خود تصمیم بگیرند و کشور شانرا به سوی ثبات ، دموکراسی و سعادت و رقاه سوق دهند تا باردیگر به لانه مصئون تروریستان بین المللی مبدل نشود ؟
شش ونیم سال قبل : مردم افغانستان ، یکجا با جامعه جهانی تحت رهبری ایالات متحده امریکا، افغانستان را از چنگال تروریزم بین المللی نجات داده و به باز سازی افغانستان بعد از سال ها خشونت ، ویرانی و تروریزم اغاز کردند ما راه طولانی رابرای رسیدن به این هدف مشترک پیموده ایم .
امروز من اینجا نه تنها برای بحث در مورد آینده افغانستان ، بلکه برای ابراز امتنان مردم افغانستان از نقش ارزشمند ناتو و هر کشور عضو آن که در چند سال گذشته به افغانستان کمک کرده اند ، آمده ام . فقط طی چند سال ، ما توانستیم با کمک جامعه جهانی یک قانون اساسی جدید و پیشرفته بسازیم ، آزادی مطبوعات و حقوق زنان را تامین کنیم وبرای نخستین بار انتخابات دموکراتیک برای ریاست جمهوری و پارلمان را برگزار نمائیم ، امروز نزدیک به پنج ملیون مهاجر افغان که بزرگترین تعداد برگشت مهاجرین در تاریخ را نشان میدهد به وطن شان باز گشته اند .در کشور ما ، هزار ها مکتب اعمار شده است و بیش از شش ملیون دختر و پسر که بزرگترین رقم دانش اموزان در تاریخ کشور ما را نشان میدهد مصروف تعلیم هستند .صدها کلینیک صحی تاسیس شد وامروز دسترسی به خدمات صحی که شش سال قبل 9 فیصد بود به بیش از 85 فیصد افزایش یافته است . دسترسی به خدمات تشخصیه و معالجوی تقریبا" از صفر در سال 2002 به بیش از 40 در صد امروز بلند رفته است .
در جریان شش سال گذشته حدود / 4000/ کیلو متر جاده احداث گردیده که در گذشته وجود نداشت . رشد سریع اقتصاد افغانستان که سالانه حدود دو رقم افزایش میابد توانسته است عواید بلند تر وشرایط بهتر زنده گی رابرای مردم ما مساعد بسازد، با شبکه اي در حال توسعه جاده ها و زیر بنا های بهتر مخابراتی ، افغانستان توانسته است منحیث یک پل زمینی برای وصل منطقه نقش بازی نماید .ایجاد اردو و پولیس ملی متضمن ثبات آینده افغانستان است اردوی ملی افغانستان توجه کافی را به موقع بدست اورد و از همانرو امروز دارای ظرفیت بهتر است ، اما روی حمایت و تقویت بیشتر پولیس ملی تاکید میکنم : این همه پیشرفت های بزرگ بدون کمک و حمایت شما ممکن نبود .خانمها و آقایان !میخواهم یاد آور شوم که دست آورد های ما نباید ما را از خطیر بودن وظیفه ما که هنوز به پایان نرسیده است ، منحرف نماید ، این نشست برای من فرصت میدهد تا آرزو ها ونگرانی های خویش را در مورد آینده با شما در میان گذارم .از میان همه چالش ها ، تروریزم به عنوان بزرگترین تهدید متوجه ما است . این تهدید با یک سلسله ابعاد منطقوی آن به مشکل بزرگتر مبدل شده است، تروریزمی که سالهاست افغانستان را متاثر میسازد، امروز چالش بزرگی را متوجه ثبات در پاکستان نیز ساخته است وبنا ء" مستلزم یک همکاری ستراتیژیک نیرومند تر نظامی و سیاسی از سوی همه اي ما میباشد .
افغانستان برای همکاری منطقوی و بین المللی در مبارزه با تروریزم کاملا" متعهد است و از هیچ نوع تلاش دراین راستا دریغ نخواهد کرد. ناتو منحیث یک جز اساسی این همکاری، باید به تعهداتش همانند گذ شته قوی و متحد باقی بماند تابتوانیم به نیاز روز افزون این مبارزه پاسخ دهیم .در مورد راه حل سیاسی باید گفت که ما باور داریم آنعده طالبانی که میخواهند به زندگی آبرومند مطابق قانون اساسی افغانستان برگردد باید اجازه داده شوند . همچنان برای جلب وگسترش حمایت مردم محل که درواقع در خط اول مبارزه با تروریزم قرار دارند باید تلاش بیشتر صورت گیرد از این رو ، موضوع تلفات ملکی در نتیجه عملیات های نظامی هنوز از نگرانی های جدی مردم افغانستان است .
دراین فرصت از جنرال مکنیل برای همکاری سازنده وی دراین زمینه تشکر میکنم و آرزو دارم که کشورهای عضو ناتو تمامی گامهای لازم رابرای جلوگیری از تلفات ملکی بردارند . ملت افغان از دل وجان آرزو دارند روزی بتوانند به پا های خود بیستند تا افغانستان دیگر بیش ازحد ضرورت بار شانه های شما نباشد برای اینکه ما بتوانیم مسئولیت بیشتر مبارزه با چالش های امنیتی خود را به عهده بگیریم ، تقاضا میکنم که از تلاش های ما برای اموزش تجهیز و توسعه نیروهای امنیتی افغانستان حمایت بیشتر نمایند، خوشبختانه با کمک شما ، ما امروز به مرحله ای رسیدیم که میتوانیم به آرزوی دیرینه مردم افغانستان که همانا افغانی شدن یا به عبارت دیگر رهبری فعالیت ها توسط دولت افغانستان پاسخ دهیم . منحیث یک گام واقعی دراین زمینه باید بگویم که نیرو های امنیتی افغان تا ماه اگست سال روان مسئولیت امنیت کابل را به عهده خواهند گرفت . مطمئن هستم که با افزایش قدرت و توانایی نیروهای امنیتی ، ما خواهیم توانست در آینده مسئولیت سایر نقاط کشور را به عهده بگیریم .
عالی جنابان !
در راستای تلاش ها برای اصلاح اداره در افغانستان یک اداره مستقل را بنام اداره ارگان های محل تاسیس کردیم واین ارگان وظیفه دارد تا به موضوعات مربوط به اداره در سطح ولایات وولسوالی ها رسیده گی نماید با در نظر داشت اهمیت و ضرورت به یك اداره فعال و پاسخگو در سطح ولایات وولسوالی ها ، این اداره جدید برنامه تقرر افراد بلند رتبه دولت را درمیان کارهای خود تنظیم کرده است .
یکی از وظایف خطیر دیگر ما اعاده نظم عدلی وقضایی از یک حالت فرسوده وبی اعتبار سال ها جنگ ، به یک سیستم فعال و قابل اعتماد مردم میباشد تا بتواند فرهنگ مصئونیت و معافیت از مجازات را خاتمه دهد. ما راه طولانی را دراین راستا پیموده ایم و نتایج آن خوشبختانه خیلی ملموس بوده است . برای هرچه بهتر شدن نظام عدلی وقضایی در افغانستان ، ما به کمک متداوم شما نیاز داریم.در مورد فساد اداری باید گفت : میدانیم که عدم کارائی ادارات دولتی و میکانیزم های ناقص، ارائه کمک ها چقدر اعتبار مردم را نسبت به دولت زیر سوال می برد ، سال گذشته من کمیسیونی را تحت ریاست رئیس ستره محکمه توظیف کردم تا عوامل فساد در ادارات را شناسایی نموده ویک پلان کاری مبارزه با این پدیده را طرح نمایند .
این کمیسیون بعد از یک سال کار دشوار در هفته قبل طرح مفصلی رابرای من ارائه نمود .
در همین زودی ها در مورد تطبیق پیشنهادات این طرح تصامیمی را اتخاذ خواهیم کرد . اجازه دهید تا لحظه ای درمورد پدیده مواد مخدر که یک چالش بزرگ دیگر به حساب میاید و رابطه نزدیک با تروریزم دارد ، صحبت نمایم نا راحت کننده است که با وجود کاهش چشمگیر درولایات زرع کننده خشخاش ، میزان کشت ان در سال 2007 افزایش یافت ، هدف ما برای سال 2008 اینست تاتعداد ولایات بدون خاشخاش افزایش یافته و مزارع که دران خشخاش کشت شده است تا حد اقل 25 فیصد کاهش یابد. مبارزه با کشت خشخاش تنها با امنیت بهتر ، اداره سالم تر ومهمتر از همه یک برنامه جامع معیشت بدیل بهتر میتواند موثر ثابت شود این کار نیارمند نقش جامعه جهانی برای کمک بیشتر به دولت افغانستان میباشد . انچه که باقی می ماند فعالیت شبکه های قوی ووسیع تجارت مواد مخدر درمنطقه و فراتر از انست که اقتصاد نامشروع مواد مخدر در افغانستان را تقویت میکند . خانمها آقایان !در حالیکه رسیده گی به چالش های مربوط به بهبود اداره در افغانستان وظیفه خود افغانهاست و ما این مشکل را رفع خواهیم کرد ، حمایت شما رابرای تقویت بیشتر تلاش ها برای ترقی افغانستان همچنان نیاز داریم.
ما افغانها ممنون کمک های شما به باز سازی افغانستان هستیم اما واضح است که مامیتوانیم وباید بتوانیم از مبلغ كه مردمان شما به مشکل پیدا میکنند وبه افغانستان میفرستند به درستی وبصورت موثر استفاده کنیم .
دو ما بعد یک کنفرانس بین المللی برای کمک به افغانستان به ابتکار رئیس جمهور فرانسه در پاریس برگزار خواهد شد امید دارم این کنفرانس فرصتی رابرای دولت افغانستان و متحدین بین المللی ان مساعد بسازد، تا روی اهمیت رابطه نزدیک امنیت و انکشاف تاکید نموده و اینکه آیا برنامه های انکشافی در افغانستان متوازن با میزان چالش های موجود است یا خیر .
همچنا ن باید گفت که سازمان ملل متحد در هماهنگ ساختن موقف جامعه جهانی و تداوم همکاری قوی با دولت افغانستان نقش خیلی سازنده و مهم دارد .از این فرصت استفاده کرده از تقرر کای ایدی بحیث نماینده خاص سرمنشی ملل متحد برای افغانستان استقبال میکنم حکومت افغانستان ومن با وی از نزدیک کار خواهیم کرد . عالی جنابان !امروز دراین نشست ، من از همه شما تقاضا میکنم تا یکبار دیگر حمایت وپشتیبانی کامل و قوی خود رابرای رسیدن به ثبات و رفاه مردم افغانستان اعلام بدارید از کمک های که تا اکنون نمودید ، ممنون هستیم کمک های شما باعث تغییر بزرگی در افغانستان شده است . ملت ما از شر ظلم ، خشونت و مداخله که چندین دهه از آن رنج میبردند رهایی یافتند وبه سوی ترقی و انکشاف در حرکت هستند . نمی دانم چگونه بیان کنم که چقدر ارزش دارد که یک ملت سرنوشت خود را خودش بدست گیرد ، حدس بزنید که قرار داشتن دریک حالت مملو از امید و تلاش برای ازادی و مسئولیت ، حفظ این ازادی چه احساسی را میدهد با جان فدایی های مردان و زنان شما در افغانستان و اراده متداوم مردم ، ما دراین حالت پر هیجان قرار داریم .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

توانایی محاکمه کردن برخی از زورمندان را ندارم

لوی سارنوال کشور می گوید: توانایی محاکمه و دستگیری برخی از والیان، جنرال های نظامی اردو، وزراء و تعدادی از دیگر افراد که متهم به اختلاس و جنایات می باشند را ندارد.
لوی سارنوال کشور می گوید: توانایی محاکمه و دستگیری برخی از والیان، جنرال های نظامی اردو، وزراء و تعدادی از دیگر افراد که متهم به اختلاس و جنایات می باشند را ندارد.
لوی سارنوال کشور سیزده وزارت خانه، شرکت آریانا، شهرداری کابل، ریاست سره میاشت، گمرک و میدان هوایی کابل را متهم به اختلاس نزدیک به 700 میلیون افغانی کرد.
این ادارات و ارگان های دولتی متهم به اختلاس بیش از 50 میلیون دالر و هزار و 780 تن دیزل نیز می باشند.
عبدالجبار ثابت لوی سارنوال کشور گفت: اختلاس کنندگان زیر تحقیق عدلی و قضایی قرار دارند.
بر اساس آمار ارائه شده از سوی سارنوالان و استیناف های ولایات به مرکز بیشتر از صد میلیون افغانی در ولایات کشور از سوی مقامات ادارات اختلاس و دارایی های عامه حیف و میل شده است.
اما لوی سارنوال کشور فقط اختلاس یکی از محکومین را بیش از یک میلیارد افغانی می خواند.
عبداجبار ثابت مدعی است که بنا بر داشتن مشکلات در تطبیق قانون و احضار برخی زورمندان دست آوردهایی نیز داشته است.
عبدالجبار ثابت از جنرال عبدالرشید دوستم، والی قندوز، والی ننگرهار و برخی از وکلاء پار لمان نامبرد که از سوی لوی سارنوال کشور متهم به لت و کوب افراد، اختلاس پول و دارایی های عامه و جنایات های دیگر شده اند.
جنرال دوستم از سوی سارنوال کشور متهم به لت و کوب و اختطاف اکبر بای رئیس شورای ترک تباران افغانستان شده است.
چندی پیش از سوی لوی سارنوالی کشور سمت جنرال دوستم به حالت تعلیق اعلام شده بود.
به گفته عبدالجبار ثابت آقای جنرال دوستم تا به حال حاضر به گفتگو با این اداره نگردیده است.
وی افزود: یکی از کشورهای خارجی و تعداد زیادی از ملت ازبک حمایت شان را از جنرال دوستم اعلام کرده اند و به همین دلیل این ارگان عدلی و قضایی توانایی محاکمه کردن او را ندارد.
این اداره در سال گذشته بیش از 50 هزار پرونده وارده به دستگاه های عدلی و قضایی را بررسی کرده است.
در همین حال سرور دانش وزیر عدلیه کشور می گوید: بیشترین پرونده های وارده به دستگاه های عدلی و قضایی قتل، سرقت، مواد مخدر و در قدم چهارم جرایم های فساد اداری و سرکشی از قانون تشکیل می دهد.
سورر دانش می افزاید که تطبیق قانون نسبت به سال های گذشته رو به بهبود است.
بر اساس گزارش سالانه وزارت عدلیه به اداره امور در سال گذشته 204 هزار جریب زمین به نفع دولت ضبط گردیده است.
به گفته سرور دانش تا حال 97 حزب سیاسی و 1010 سازمان اجتماعی در این وزارت ثبت گردیده است.
وزیر عدلیه خاطر نشان کرد: در سال گذشته 24 قانون تدوین شده از سوی این وزارت از طریق پارلمان تصویب گردیده است.
این وزارت سمینارهای آموزشی برای مامورین و کارکنان خویش را جهت بلند بردن ظرفیت آن ها دایر نموده است.
بر بنیاد گزارش های رسیده این وزارت برای 7566 تن از محبوسین دوره های آموزشی قرآن و سواد آموزی را به راه انداخته است که از آن جمله 15 تن از آن ها موفق به حفظ کامل قرآن شده اند.
اما برخی از کارکردهای دستگاه های عدلی و قضایی به ویژه وزارت عدلیه و لوی سارنوال کشورشاکی اند.
چندی پیش زندانیان محبس پلچرخی کابل در داخل زندان دست به شورش زده بودند.
وزارت عدلیه نیز معترف است که مشکلات زیادی در خصوص حفظ زندان و حل قضایای مربوط به فرار زندانیان از این زندان داشته اند. اما در تلاش اند تا با ایجاد دستگاه های جدید تلاش به مشکلات آن پایان ده
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پس از گذشت ربع قرن، هنوز پرسش اساسی علت گسیل ارتش سرخ به افغانستان  به حیث معما باقی مانده است. اسناد و شواهدی که نیت اصلی تصمیم گیری رهبری شوروی برای اشغال افغانستان را روشن بسازد، کمتر در دسترس اند. آنچی تا به حال از بایگانی ( آرشیف) بیروی سیاسی و کمیتهء مرکزی حزب کمونیست شوروی بیرون برآمده اند، پاسخدهندهء پرسش اصلی نسیتند. اتکا به چند سند حزب کمونیست شوروی ما را بیشتر  به سوی حدس و گمان ها میکشاند تا دسترسی به حقایق. تاریخ نویسان ما باید، برای یافتن پاسخ اساسی به رویداد هایی که تاریخ ما را منقلب و تکامل ارتقایی جامعهء ما را باژگون کرد، دهه ها انتظار بکشند، تا اسناد دارای اهمیت ستراتیژیک، از زندان بایگانی های روسیه آزاد گردند. یک چیز به حیث فاکت تاریخی موجود است و آن تهاجم شوروی به افغانستان با تمام پیامد های ناگوار آن.

 درین عنوان سعی شده  تا علت گسیل قوا از زوایا و ابعاد مختلف، بدون استنتاج نهایی، مطرح گردد. این نوشته چند سندی بکری را، که جزء از اسناد بایگانی شدهء حزب کمونیست شوروی در مورد افغانستان می باشند،  به همراه دارد که برای  تاریخ نگاری معاصرما مهم اند. ویژگی آنها درین است که بسیاری از آنها در کتاب «اسناد مخفی اتحاد شوروی در بارهء جنگ افغانستان 1978ـ1991» (1) موجود نیستند. (*) لازم دانسته شد تا برای روشنگری گوشه های تاریک گسترش نفوذ و مداخلات شوروی  در افغانستان، اسنادی ــ از جمله مصوبات 1974 حزب کمونیست شوروی در بارهء سفر پریزدنت محمد داوود به شوروی و دستور وحدت هردو جناح خلق و پرچم که  عنوانی رهبران آنها نگاشته شده، ، تا سقوط پریزدنت نجیب الله ــ ضمیمهء این عنوان گردند، که نهایتا بیانگر بکارگیری شگرد های مختلف روسها در افغانستان می باشند  به اضافه خاطرات شخصیت های سیاسی و نظامی شوروی و اطرافیان امین، به شماره های بعدی سپرده می شود.

در بارهء حملهء شوروی به افغانستان، آنچی که تا به حال نگاشته شده  و چندتای آن به  فارسی دری برگردان گردیده اند، در موضوع علت گسیل قوا، دو نوع تمایل  دیده میشود: یکی اثر پذیراز جنگ سرد و دیگری در فضای فارغ ازرویارویی ایدئولوژیکی و  بر محک های تحقیقی  و کارشناسانه. آثاریکه تا قبل از اضمحلال اتحاد شوروی نگاشته شده اند، بیشترینه روی حدس و گمان ها استوار اند، که آبشخور آن همان جو جنگ سرد بوده است. درین آثار زیادتر کوشیده شده تا به تهاجم رنگ ایدئولوژیک داده شود ـ جلوگیری از نفوذ »امپریالیسم» و پیروزی «ضد انقلاب» در یکسو و  سلطه جویی «امپراتوری شر» به جهت توسعه طلبی برای رسیدن به آبهای گرم در دیگرسو.

بحث های کارشناسانه عمدتا بعد از سقوط شوروی ودر اوایل ریاست جمهوری بوریس یلتسن یعنی زمانیکه بخشی از بایگانی کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی به روی کارشناسان باز شد و در نتیجه  کتاب آلن پییر به نام «اسناد مخفی اتحاد شوروی در بارهء جنگ افغانستان 1978ـ1991» انتشار یافت، آغاز میشود . کتاب واسیلی  میتروخین به نام «کا گی بی در افغانستان» و دیگر اسناد و مصاحبه های رهبران ملکی و نظامی شوروی سابق افق جدیدی را در بارهء جنگ افغانستان باز نمود. به موازات دسترسی بیشتر به اسناد، ماهیت تحلیل ها نیز دگرگون گردید. به طور گسترده این برخورد را میشود در بسیاری از آثار کارشناسان مسالهء افغانستان در غرب مشاهده کرد. اما آنها هنوز هم  در مورد نقش غرب و به ویژه ایالات متحده امریکا در قضیهء افغانستان،  نظریات  درهم و برهم  ارایه میکنند. همچنان تلاش هایی هم صورت گرفته تا قضیهء تهاجم از منظر عوامل سیاسی و یا اقتصادی ارزیابی شوند،  اما هنوز فاقد دلایل پایه ای برای استدلال های شان می باشند. (1)

رویکرد کارشناسان روسی در قضیهء گسیل قوا، هنوزهم  بر روایت های دوران حاکمیت شوروی  استوار است. نبود بینش انتقادی مانع دسترسی به حقایق و دریافت های اساسی شده است. هر آنچی افشاگری در بارهء جنگ افغانستان بوده است عمدتا به آثاری برمیگردد که در آغاز دههء 90 سدهء گذشته به چاپ رسیده اند. این وضع با نگارش کتاب های جنرال های روسی در جهت توجیه تهاجم تغییر یافت و حتا درین اواخر یعنی در ماه های جنوری و فبروری 2005،  تلویزیون مرکزی روسیه در سریال تلویزیونی که در بارهء بریژنف به نمایش گذاشت، کوشش نمود که بریژنف را در مورد گسیل قوا برائت دهد.

پس طرح  سوال اساسی که چرا قوا به افغانستان، فرستاده شد، هنوز از مبرمیت خاص برخوردار است. درین جستار کوشش شده تا نه تنها دلایل گوناگونی، که منجر به فرستادن قوا شده است، جمع بندی گردند، بلکه با ارایه اسناد و مدارک جدید، زمینهء بازنگری مساله در ابعاد نو به میان آید. 

1ـ فکتور داخلی

از نظر تحلیلی پرداختن به وضعیت داخلی افغانستان در سراسر سال 1979 ( 1358)ما را کمی از موضوع بدور می سازدزیرا هدف اینست  تا نشان داده شود که برداشت روسها از وضعیت داخلی افغانستان چی بوده است. از یادداشت ها، نوشته ها، نظریات و اسنادی که تا حال در دست اند، چنین بر می آید که رهبری شوروی در جریان سال 1979 مترصد انکشاف اوضاع در افغانستان بوده  و نگرانی شان را از تبدیل دولت «دوست» افغانستان به «دشمن» کتمان نمیکردند. گزارشات مشاورین شوروی در افغانستان، درآن دوران، سرشار از تناقضات اند. بعضی ها دولت «خلقی» را در بحبوحهء اشغال، در حالت سقوط و تصاحب قدرت توسط شورشیان را پیشبینی میکردند و عده یی دیگر وضع را نه چندان بد ترسیم مینمودند. آنچی که برای نویسنده در این گزارشات جالب بوده است اینست که نظامیان و وابستگان گی. ار. او(   ГРУـ GRU   ) یعنی ادارهء استخبارات دولتی یا استخبارات نظامی شوروی ـ اوضاع را بهتر و خوشبینانه گزارش میکردند در حالیکه وابستگان کا. گی. بی(КГБ ـ  KGB ) و اداره اول به نام استخبارات خارجی، از فرا رسیدن سقوط  رژیم و گسترش نفوذ امریکا و چین خبر میدادند. لازم به یادآوریست که در کار تحقیقاتی ما در مورد عاملین نفوذی شوروی در افغانستان، تقریبا  کمترین توجه به نقش ГРУ  شده است ـ بعضی از توضیحات وتفسیر ها از این امر مستثناست ** ـ به ویژه که این دستگاه در اردوی مدرن افغانستان و نیز سازمان های کوچک سیاسی، که دفترچه های آن ها پس از خروج عساکر شوروی از افغانستان به خاد  تسلیم داده شد،  نفوذ فوق العاده داشته است.

کودتای ثور و در پی آن دیکتاتوری نظامی ـ ایدئولوژیک، از آغاز دچار بحران دوگانه گردید: یکی بحران مشروعیت برونی و دیگری بحران اختلافات درونی از اثر شگاف های پی در پی در داخل رژیم. به زودی تصفیه های جمعی و فردی رژیم «خلقی» ، «توده های زحمتکش» را علیه دولت «زحمتکشان» قرار داد.

به موازات تشدید تشدد و تضعیقات رژیم، قیام های مردم نیز افزایش می یافت. اوج خیزش مردم علیه استبداد رژیم در حوت 1358 یا مارچ 1979 در هرات به وقوع پیوست. این قیام یک پرسش جدی را در برابر رهبری شوروی قرار داد، که آیا رژیم «خلقی» کابل توان دفاع و بقای خود را داراست یا خیر؟  شورویها  میدانستند که بدون حمایت هوایی آنها، که عمدتا به غرض انتقام گیری از کشتار مشاورین آنها صورت پذیرفته بود، سرکوب قیام هرات به سادگی ممکن نبود.

رهبران رژیم «خلقی» که موثریت کمک های هوایی شوروی را متوجه شده بودند با اصرار میکوشیدند تا رهبری شوروی را متقاعد به اعزام قوا به افغانستان نمایند. پروتوکول های  صحبت ها و ملاقاتهای تره کی با رهبران شوروی  درین باب وضاحت کامل دارند.

رهبری شوروی علی رغم صدور جنگ افزار های پیشرفته، تکنیسینان و مشاوران نظامی به کابل، فرستادن هرگونه قوا به افغانستان را به ضرر منافع خویش و وخامت اوضاع بین المللی می دانست. هم بریژنف و هم  کاسیگین نخست وزیر کهنسال شوروی موضع سرسختانهء مخالفت با اعزام هرگونه قوا به افغانستان را داشتند. اندروپف به این باور بود که بر اساس نظریهء لنینی «انقلاب باید توانایی دفاع از خویش را داشته باشد».  پروتوکول های مباحثات بیروی سیاسی این واقعیت را واضح میسازد که آنها متوجه عواقب منفی یک اقدام نظامی در یک کشور عقب ماندهء اسلامی بوده اند.

اما با وجود این , تغییر در سیاست شوروی پدید آمد که منجر به اشغال افغانستان زیر نام کمک انترناسیونالیستی گردید. مسلم اینست که عامل وخامت اوضاع  در افغانستان نمیتوانست دلیل تهاجم نظامی یک ابرقدرت بر یک کشور کوچک شود.  

2 ـ فکتور خارجی

در جریان سال 1979 انکشافات دراماتیکی در مناسبات شوروی و امریکا در نتیجهء تصمیمگیری در اطراف نصب راکت های میان برد هسته ای  و زوال « سیاست  تشنج زدایی » به وقوع پیوست. مناقشات شرق و غرب به شدت به سردی گرایید. معاهده سالت 2 در کانگرس امریکا مورد تایید قرار نگرفت.

قصد امریکایی ها در مورد نصب راکت های میان برد هسته ای در اروپای غربی به واقعیت مبدل شد. به تاریخ 12 دسامبر1979 ناتو تصمیم دولت کارتر در مورد نصب راکت ها را اعلان نمود. این عمل امریکا، رهبری شوروی را خشمگین ساخت و در پاسخ فیصلهء مشهور 176 مورخ  12 دسامبر را در آخر همان شب،  در یک حلقهء کوچکی از اعضای بیروی سیاسی   خیلی سرّی اتخاذ نمود. .

آنچی مورد توجه است اینکه به خاطر حفظ محرمیت فیصله، متن آن قلمی و خلاف معمول در یک ورق و آنهم به دست چرنینکو نگاشته شد تا از محتوای آن کسی حتا تمام اعضای بیروری سیاسی اطلاع نیابند. بعداً امضای تاییدی اعضای بیروی سیاسی و سکرتریت کمیته مرکزی، که بر روی متن درج شد، به تاریخ های 25 و 26 دسامبر یعنی در آستانهء حملات فیصله کن، گرفته شد.  اینکه دلیل آن عمل چی بوده است تا حال روشن نیست ولی عامل بی اعتمادی در میان رهبری شوروی را به هیچ گونه نمیتوان نفی کرد. مثلا قونایف، رمانف و شیربیتسکی اعضای بیروی سیاسی و منشی های احزاب کمونیست قزاقستان، لنینگراد و اوکرایین آخرین کسانی بودند که به تاریخ های 25 و 26 دسامبر در متن امضا گذاشتتند.

در رابطه به تصمیم نصب راکت ها، هنوز روشن نشده که آیا امریکایی ها فیصلهء شان را به خاطر تحریک  رهبری شوروی به  یک اقدام ماجراجویانه، اتخاذ کردند و یا چیزی بیشتر یعنی آغاز دور جدید مسابقات تسلیحاتی و در پیامد آن تامین تفوق نظامی.

 پیش از این،  وزیر دفاع شوروی از حضور گستردهء امریکا در خلیج عرب و امکان حمله آنکشور به ایران، نگرانی خیلی شدید داشت. گفته میشود که امریکایی ها از طریق پخش اطلاعات غلط یعنی شایع ساختن حمله به ایران میکوشیدند تا روسها را اغوای اطلاعاتی نمایند.

دلیل دیگری ناراحت کننده و تحریک کننده برای روسها عبارت از افزایش تشنجاتی بود که میان شوروی و چین پدید آمد. چین در سال 1978 با شوروی در طول مرز هایش برخورد نظامی نمود. در همانسال به جنگ مرزی با ویتنام دست زد. نتیجهء هردو عدم موفقیت چین بود. این شکست ها رهبری چین را در برابر شوروی حساس تر ساخت. در جریان سالهای 78 و 79 ایالات متحده امریکا به از سرگیری و عادی سازی روابط با چین مبادرت ورزید و در جنوری سال 1979 به صدور سلاح به چین آغاز کرد که تا سرکوب تظاهرات دانشجویان در میدان تیانامین ادامه یافت. کمی بعدتر چینایی ها به امریکایی ها اجازه دادند تا از خاکهای آنکشور به فعالیت های استخباراتی علیه شوروی بپردازند. اینها زمینه هایی بودند که ترس رهبران شوروی را فراهم میآوردند. به ویژه که دن سیاوپن رهبر ارشد چین سوگند یادکرده بود که انتقام شکست های کشورش را در هر صورتی خواهد گرفت.

روسها فکر میکردند که مخالفان رژیم خلقی میتوانند آرزو های رقبای  آنکشور را برآورده سازند. در نهایت غرب به همکاری چین بر افغانستان مسلط خواهد شد و امنیت استراتیژیک شوروی به چالش گرفته خواهد شد. به نظر جنرال ورینیکوف ـ دشمن شماره یک دموکراسی در روسیه ـ ، که آنزمان معاون ستاد مرکزی اردوی شوروی بود: « امریکایی ها میتوانستند ازوخامت اوضاع استفاده نموده و از مرز های مشترک افغانستان و شوروی به سود خود بهره برداری نمایند ـ یعنی با نصب وسایل پیشرفته الکترونیکی، کنترول و اندازه گیری همه پارامتر های  آزمایشات راکتی، هواپیمایی و سایر سلاح های شوروی را اخذ و کشف کنند.» .

اما یافتن ارتباط مستقیم میان وخامت اوضاع بین المللی و حمله به افغانستان نیز دشوار است.  آیا میشود مسالهء تهاجم را در متن  دکتورین بریژنف توضیح کرد؟ ***  

فکتور حفیظ الله امین

بدون پیشداوری های  سیاسی و یا جانبداری های سلیقه یی، در یک بحث تحقیقی و نقد تاریخی  از سه دههء اخیر افغانستان میشود پدیدهء حفیظ الله امین را به حیث عامل اساسی بحران و زمین لرزهء اجتماعی با وضاحت نوشت. به اساس اسناد کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تهدید های کودتایی حزب دموکراتیک خلق علیه رژیم جمهوری محمد داوود باید جدا از پدیدهء امین نبوده باشد؛ زیرا امین رهبر نظامیان خلقی از محبت پریزدنت داوود به دور مانده بود. تلاش های امین برای براندازی حکومت داوود خان تا پیش از ثور 57 و ممانعت روسها از اقدامات کودتایی وی علیه دولت جمهوری موید این ادعاست.   آنچی مربوط به دوران پس از پریزدنت داوود تا حملهء شوروی میگردد، در تمام حوادث نقش حفیظ الله امین اساسی و تعیین کننده بوده است.

در مورد پدیدهء حفیظ الله امین و ارتباط آن با حملهء اتحاد شوروی باید به جستجوی چند پرسشی رفت که مدتهاست هم ذهن سیاسیان و هم تحلیلگران و پابلیسیست های خارجی و داخلی  در مورد افغانستان را به خود مصروف ساخته است:

1ـ مناسبات امین باKGB چگونه بود؟

2ـ آیا امین حمایت ГРУ یا GRU  را با خود داشت؟

3ـ و آیا آنطوریکه ادعا شده است امین واقعا اجنت CIA بود یا خیر؟

نویسنده به این باور است که بر اساس تعهد در برابر تحقیق، نباید به شخصیت ها بدون دسترسی به اسناد موثق برچسپ زده شود. اما درین مبحث چون موضوع مطروحه بر محور حملهء شوروی میچرخد  بنابرین برای یافتن پاسخ های بائیسته لازم است تا ادعا های گرد و غبار زدهء دوباره از درون متن تاریخ  بیرون کشیده شوند و به یاری اسناد جدید بررسی و  در صورت امکان باب یک بحث دیگر مفتوح گردد .

بسیاری از کارشناسان مسالهء افغانستان، اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ را با  قتل تره کی و به قدرت رسیدن امین در ارتباط میدانند. ازاسناد آرشیفی شوروی نیز چنین برمیآید که حفیظ الله امین از سپتامبر  1979 به بعد برای رهبری شوروی و به خصوص شخص اندروپف دیگر یک چهرهء نامطلوب و مشکوک بود.  اما شک آنها  خالی از محدودیت نبود زیرا نظامیان شوروی، برعکس رهبری کا. گی. بی، علیرغم قتل تره کی به امر امین، بازهم، بالای وی اعتماد داشتند. در سوء اعتماد کا . گی . بی  نوعی توطئهء بیرونی و نه رقابت و جاه طلبی های تیپیک افغانی به حیث ساندروم تاریخی این کشور برازندگی داشت.

در فیصله ها و بحث های رهبری شوروی در قبال قضیه افغانستان نیز میشود این دو رده را پیگیری کرد. تا زمانیکه نفوذ مشاوران نظامی شوروی مطرح است، ما تمایلی از گسیل قوا نمی بینیم. اما با افزایش و تثبیت نقش کا. گی. بی  شاهد رویکرد جدید در قبال قضیهء افغانستان میشویم. رهبران شوروی در سه فصل سال 1979 چنان مخالف لشکرکشی به افغانستان بودند که مبادرت به آن اقدام را سبب ایجاد تنش و تخریب مناسبات بین المللی میدانستند.  روسها به این باور بودند که فرمان «انقلاب ثور» در دستهای «مطمئن» قرار دارد. ادعای «اطمینان» آنها را باید به اسناد پیش از کودتای ثور به عقب برد.  با تکیه به نامه های 1974 کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی ، دیده می شود که  رهبری آنکشور به ویژه کارگزاران کا. گی. بی  بالای تره کی از مدتها پیش اعتماد عام و تام داشته اند حتا میتروخین در کتابش نام مستعار تره کی را «نور» می نامد؛ اما این اعتماد نباید تا  دم دستگاه ГРУ یاGRU گسترش یافته بوده باشد. دلیل آن واضحا در ژرفا و پهنای رقابت های بوده است که از مدتها در میان دو اداره استخباراتی در درون جامعهء شوروی موجود بوده است. (2)

مسلما رقابت میان نظامیان شوروی در درون دو دستگاه استخباراتی (ГРУ و КГБ ) از مدتها پیش جریان داشته است. حزب کمونیست شوروی با صلاحیت کنترولی بالای آن دو دستگاه  و سازمان های دیگر استخباراتی، همزمان جزء حوزهء رقابتی آنها بود. اساسا بعد از سالهای 50 سدهء گذشته از سه دستگاه استخباراتی در اتحاد شوروی که به نام های  ГРУ, КИ و КГБ  یاد میشدند  دو نهاد ساخته شد یعنی  ГРУ وКГБ .

لازم به یادآوریست که در اکثر موارد،  اداره استخبارات دولتیГРУ از قدرت گسترده تری در مقایسه با کمیته امنیت دولتی  برخوردار بود.  این قدرت از اعتباری ناشی می شد که در  دوران وزارت مارشال اوستینوف به حیث وزیر دفاع به وجود آمد. در آن دوره بود که اردوی شوروی  به بزرگترین قدرت نظامی هسته یی با قویترین نیروی دریایی جهان مبدل گردید که به عصر برابری شرق و غرب یعنی ده سالهء میان 1966 تا 1976 مشهور است. در ایجاد آن قدرت نظامی، نقش اوستینوف برجسته بود.  برهم خوردن وضع صحی بریژنف که دیگر علاقمند رهبری کشورازسال 1976 ـ 77 به بعد نبود؛ اندروپف  را تحریک کرد تا با استفاده از ضعف مزاجی منشی عمومی، به تقویت مواضع خویش به کمک (کا .گی . بی) در درون حزب   پرداخته و حمایت چهره های اصلی رهبری شوروی مثل سوسلوف (رهبر ساز)، کاسیگین نخست وزیر، گرومیکو وزیر خارجه و پاناماریف رییس روابط بین المللی حزب را بدست آورد. در نتیجهء افزایش نفوذ اندروپف در درون حزب و دولت شوروی، قدرت وزارت دفاع و دستگاه استخباراتی آن به درجهء دوم تنزل کرد. پرداختن به جزئیات ما را از اصل موضوع  درین عنوان منحرف میسازد.

حال ببینیم که  رقابت های ادارات استخباراتی شوروی در میدان افغانستان چگونه بوده است. نویسنده در مجموعه مقالات خویش زیر نام «برگشت خرس» سالها پیش نشان داد که روسها پس از استقلال افغانستان برای نفوذ درین کشور از گزینه (آبسیون) های مختلف استفاده نموده بودند. ما به آن موضوع بر نمیگردیم بلکه درینجا میکوشیم، ولو مختصر، در بارهء رقابت های دستگاه های استخباراتی شوروی بحث کنیم که در عقب رویداد های  بعد از کودتای سرطان 1352 یا جون 1973  تا 6 جدی  1358 یا 27 دسامبر 1979 در افغانستان باید قرار داشته باشند، اما کمتر سندی برای اثبات آنها ارایه شده است.

همچنان باید دید که نقش امریکایی ها تا پیش از تهاجم شوروی ها به افغانستان چی بوده است؟ آیا امریکایی ها کدام ستراتیژی معین، آنطوریکه روسها ادعا میکردند، و درین اواخر بریژینسکی نیز میگوید داشتند یا خیر؟ ( 3) اگر آری، پس هدف آنها چی بود؟ ـ درگیر ساختن شوروی در افغانستان یا غرق کردن آن در باتلاق افغانستان ؟ـ  درین بحث کوشیده شده تا با درآمدی به  این دو تم ، از دو جهت مورد بررسی قرار  گیرند.

نخست نقش استخبارات شوروی : اگرقضیه تهاجم را صرفا یک اقدام رهبری  شوروی بپنداریم ، در آنصورت به نظر نگارنده،  پرده اول سناریوی آن باید از  ملاقات تره کی و بریژنف در سپتامبر 1979 آغاز گردد. در آن ملاقات بود که مسالهء اساسی یعنی کنار گذاشتن حفیظ الله امین مطرح شد. ظاهرا ملاقات بریژنف با تره کی شبیه  ملاقات رسمی یا کاری دو پایور دو کشور بود که روی مسایل گوناگون صحبت میکنند. اما این ملاقات چیزی بالاتر از یک صحبت روتین را احتوا میکرد زیرا آنها  در بارهء سرنوشت آیندهء رهبر «انقلاب» تصمیمگیری کردند.  آنها موافقه نمودند تا امین از قدرت دور شود. اما آیا این توافق و تصمیم گیری سوا از اینکه برِیژنف چگونه فکر میکرد، برای تره کی واقعا قابل قبول بود. به نظر من خیر! زیرا قدرت تره کی مدیون امین بود و همو بود که قبل از مرگ نسبت باوری که به امین داشت قاب ساعتش را به او اهدا کرد!

  تره کی بنابر دلایل مختلف از جمله کم فهمی از سیاست های بزرگ، باید وسیله یی برای اجرای  یک طرح وسیع تر قرار گرفته باشد.  در عقب حوادثی که در پی توافق تره کی در باره برکناری امین تا برگشت وی به کابل و بعد سوقصد علیه جان امین در حضور سفیر شوروی و برکناری سفیر شوروی و جنرالهای دیگر تا بقدرت رسیدن امین صورت گرفت، میشود یک نوع عملیات اوپراتیفی استخباراتی  را مشاهده کرد. اگر مرگ تره کی برای بریژنف تکاندهنده و عاطفه برانگیز بود ـ که مهم هم نبود ـ  اما برای کسانیکه «سناریو»ی حمله را «نوشته» بودند، دوران عمل آغاز شد. تغییراتی عاجلی که در کادر استخباراتی و مشاوران شوروی در افغانستان به منصهء اجرا گذاشته شد درست درین سمت و به این هدف بود. جنرال های مربوط به اداره استخبارات دولتی به سرعت به ماسکو فراخوانده  شدند و حتا به بازنشستگی سوق گردیدند. اندروپف از عقب «سنگر» بیرون برآمد و  تغییر عقیده اش را با موافقت به  گسترش فعالیت  (کا. گی. بی) در افغانستان ابرازداشت.

اگر بریژنف  قتل تره کی را سیلیی محکم به روی خود پنداشت؛ برای اندروپف یک دوران آزمایش جدی برای  بالا رفتن تا آخرین نقطهء اهرم قدرت فرا رسید. ممکن است این سوال مطرح شود که قتل تره کی با  تصاحب اهرم قدرت در شوروی چی ارتباطی داشت؟ بدون شک ارتباط آن مستقیم بود زیرا همانطوریکه در رویداد های افغانستان دست  (کا . گی . بی)  باز می شد، در درون جامعه و رهبری شوروی نیز حیطهء عمل آن گسترش می یافت. بازی خیلی ظریف و دور اندیشانه یی سیاسی که هم منجر به کناره زدن رقبای اندروپف شد  و هم بریژنف را به سوی یک ماجراجویی با استفاده از احساساتش هل داد. شکی نیست که اندروپف پایان این ماجرا را به خوبی محاسبه کرده بود و میدانست که مسوولیت آن متوجه رهبر خواهد شد. و هرگاهیکه او  لگام قدرت را به دست بگیرد، بدون اشکال میتواند، لکهء ماجراجویی برِیژنف را از طریق برگشت دادن قوا پاک کند ـ بدون اینکه پای خودش در قضیه دخیل باشد. اما در دوران تصاحب قدرت، اندروپف  بهای پلانش را از طریق سوئ قصد به جانش پرداخت. سند (2) بیروی سیاسی نشان میدهد که چگونه در جهت هموار سازی زمین برای تهاجم کار صورت میگرفت.

بریژنف که روی دیگر سکه را نمیدانست، از کشته شدن تره کی در خشم و غضب بود و عمل امین را نوعی توهین به خود میدانست. اندری گرومیکو در یکی از خاطراتش نگاشت: «قتل نورمحمد تره کی منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان، فضای مناسبات امین و رهبری شوروی را بیش از پیش تخریب کرد... این عمل خونین به خصوص بالای بریژنف در حال نزع تاثیر نهایت منفی داشت». بریژنف به گفتهء گرومیکو ضمن یک ملاقات با والری ژیسکارد دیستن Valéry Giskard d’ Estaing رییس جمهوری فرانسه در سپتامبر 1980 یادآور شد که : «پریزدنت تره کی دوست شخصی من (بریژنف)  بود. او در ماه سپتامبر  1979 به مهمانی من آمد. اما بعد از برگشت دوباره به وطن توسط حفیظ الله امین به قتل رسید. این عمل امین را من هرگز نمی بخشم.» (4)

همچنان ژیسکارد دیستن،  خود از ملاقاتش با بریژنف در سال 1980 چنین به خاطر می آورد که: «رهبری شوروی در آن زمان دلیل اعزام قوا به افغانستان را در آن میدانستند که اگر آنها به آنجا مارش نمیکردند، در جنوری سال 1980 امکان استقرار دولت مخاصم علیه شوروی میسر بود.» (5)

منابع شوروی  و روسی مینگارند که: به سرعت پس از کشته شدن تره کی مناسبات افغانستان و شوروی بنا به دلایل معروف یعنی نقش مستقیم سفیر شوروی ـ به ادعای امین و همکاران نزدیکش ـ در راه اندازی ترور علیه جان امین، به سردی گرایید. امین که از مدتها قبل سفیر شوروی، پوزانف، را حامی پرچمی ها میدانست، با استفاده از مسالهء ترور، وی را چهرهء نا مطلوب خواند و خواستار تعویض وی گردید. روسها برای پیشگیری از تکرار تجارب مصر سال 1972 و سومالی سال 1977 به  فریب دادن امین آغاز کردند. آنها خواهش او را با فرستادن فکرت احمد جانویچ به حیث سفیر جدید برآورده ساختند. همزمان برای جلوگیری از یک شکست ژئوپولتیک و مهار ساختن امین به خواست های وی از جمله ملاقات با بریژنف و گسیل قوا و یاری های نظامی پاسخ مثبت دادند. ولی در عین حال چون امین را نمایندهء غرب  می پنداشتند به تمهیدات برای برکناری  وی و نیز درس عبرتدهی به غرب، بدون لحظه ای درنگ می پرداختند.

در رابطه به امریکایی ها ، از آنجاییکه چهره های مهم دولت آنزمان امریکا از جمله برژینسکی ادعا کرده اند که آنها متمایل بودند تا روسها را به افغانستان بکشانند. پس باید دید که اینگونه  ادعا ها از کجا سرچشمه میگرفتند؟  آیا امریکایی ها بالای امین حساب میکردند و به وی وظایف خاصی جهت افگندن روسها  به تلهء افغانستان را سپرده بودند؟  و یا میخواستند تا از طریق کمک به مجاهدین اسلامگرای افغانستان، آسیای میانهء شوروی را بی ثبات سازند؟ و بالاخره آنطوریکه  در حلقات معین  شوروی ادعا می شد حفیظ الله امین واقعا  در خدمت استخبارات امریکا بود؟ ـ البته پاسخ به این پرسش دشوار است. اما  بوکوفسکی یکی از کارکنان سابق (کا. گی. بی)  ادعا میکند که نام مستعار امین در نزد استخبارات شوروی «کاظم» بوده است. (6) در لست میتروخین نیز چنین نامی موجود است. (7)

 آنچی که ظاهرا  زمینهء نگرانی روسها را فراهم می ساخت، عبارت از مانور های بود که امین میان نمایندگان دیپلوماتیک غربی و شورویها انجام میداد. دور از احتمال نیست که وی میخواست تا از شوروی ها امتیاز بگیرد و به عوض شک، مستقیما با وی کنارآیند. کشتن تره کی به اساس فرضیهء بالا شاید ادامهء سناریوی روسها بوده باشد و یا  شاید هم غضب  امین. اما به هر حال اقدام نابودسازی «رهبر کبیر»، توانست امین را از نقش دومی به اولی بالا ببرد. مسالهء سوال برانگیز اینست که اگر امین به دوستی با شوروی وفادار نمی بود پس چگونه موافقه نمود که عساکر شوروی داخل افغانستان شوند. دگروال ابرتاس کاسیناس مشاور روسی سر فرمانده ستاد عالی یا لوی درستیز وزارت دفاع افغانستان، یعقوب،  از همکاری عام و تام عبدالله امین در صفحات شمال برای گذر قوا از مرز یاد آور می شود. (8) ولادیمیر میرونف کارشناس افغانستان، یکی از خاطراتش در بارهء امین را در یکی از مصاحبه های چاپ نشده اش برای هفته نامهء «اخبار هفته» چاپ کابل در سال 1990 چنین یادآور شد که :« بوریس پوناماریف رییس روابط بین المللی حزب کمونیست شوروی، ضمن ملاقات با حفیظ الله امین در وزارت خارجه، از وی در بارهء کتاب های داخل رفهء وی که همه آثار ستالین بودند، پرسید. امین پاسخ داد که ستالین برای وی الگو است. زمانیکه پوناماریف به وی توصیه کرد تا بهتر است،آثار لینن را مطالعه کند. امین گفت: ترجیح میدهد تا ستالین رابخواند.» (9)

آنچی مسلم است اینکه امین یک دیکتاتور قومگرایی بود که در استفاده از شیوه های ستالینیستی رهبری و مدیریت هیچ نگرانی و تردیدی  به خود راه نمیداد.

به هر حال میتروخین نویسنده کتاب «کا. گی. بی در افغانستان» مینگارد که :« در نوامبر 1979 مرکز اجنتی КГБ در کابل گزارشی  عنوانی  به بریژنف فرستاد و در آن از تغییر سیاست خارجی افغانستان به سوی راست و نزدیکی با امریکا هوشدار داد. درین جریان امین چندین بار با شارژدافیر امریکا در کابل ملاقات نموده بود، بدون اینکه روسها را از محتویات صحبت هایش مطلع سازد.» (10)

دیگو کوردویز و سلیک هریسن نیز از ملاقات های پیهم امین با آدولف دابس یادآورشده اند. (11) اما آیا همهء اینها را میشود به حساب وابستگی امین به «سیا» برشمرد؟

از طرفی نباید فراموش کرد که روسها در آنزمان در تمام سطوح کشور افغانستان از مشاور تا اجنت و افراد خبرچین داشتند که میتوانستد هر اقدامی را در تمام قدمه های ملکی و نظامی تحت کنترول داشته و هر اطلاعی را  با تفصیل دریافت بدارند!

Steve Coll در کتاب   Ghoast Wars می نویسد : برای دیپلوماتهای امریکایی مقیم کابل، امین یک دیکتاتوری بود که همزمان مسوول  قتل آدولف دابس  نیز شمرده می شد. حتا آنها از شایعات در بارهء «سیا» بودن امین نیز مطلع بودند.» ( 12)

وی در ادامه مینگارد: «دابس قبل از مرگش، از مسوول CIA خود پرسیده بود که آیا آنچنان که شایع است امین واقعا اجنت CIA است؟ وی در پاسخ گفته بود که امین هیچگاه در  CIA  کار نکرده است. این حرف ها را بعدتر جی. بروز. امستوتز J.Bruce Amstutz ، که در آنزمان معاون آدولف دابس بود و بعدتر، پس از قتل دابس، شارژدافیر سفارت امریکا در کابل مقرر گردید، برایم قصه کرد.» (13)

نویسنده کتاب همچنان از زبان امستوتز نقل می کند که: «افسران بخش شرق نزدیک CIA  به من (Amstutz )گفته اند که امین نی با ما در تماس بود و نی از ما حقوق دریافت می کرد. همچنان گفته شده که زمانیکه  امین در نیویارک اقامت داشته و نی بعد از آن، به جز از کدام صحبت تصادفی با وابستگان سیا، آنهم در دعوت های دیپلوماتیک، از ارتباط منظم وی نشانه یی در دست نیست.» ( 14) اما  ستیف کول برای  حفظ بیطرفی اش در ادامهء کتاب میگوید که: « تا حال کدام سندی پیدا نشده که صحت و سقم این حرف ها را به اثبات برساند.» ( 15)

امستوتز در خزان سرنوشت ساز 1979 حدود 5 بار با حفیظ الله امین ملاقات خصوصی داشت ولی صحبت های شان فاقد کدام نتیجهء ملموس بوده است... امستوتز امین را یک رهبر ستیزه جو، غیر قابل سازش و انعطاف ناپذیر از جمله دربرابر امریکایی ها می یابد. به پندار وی  امین که دوبار نتوانست در امتحان دکتورای دانشگاه کلمبیا موفق شود، دلیل آنرا عمل عمدی می پنداشت و عدم موفقیت خود را نوعی تحقیر و اهانت علیه خویش تلقی میکرد. بعد ها این مساله عقده یی را در درون او به وجود آورد، که منجر به دشمنی با امریکایی ها گردید. امین حتا آزردگی خویش را بدون تجاهل به امستوتز ابراز میداشت.» (16)

عقده جویی و بهانه جویی های ناشی از ایگو سنتریسم به حیث ویژگی روانی امین ، یک بحث جدای روانشناسانه است، که به این عنوان ارتباط ندارد. اما عقده در شرق، پدیده ایست عام که با استبداد بهم آمیخته  و خشونت، ویرانی و کشتار های بزرگ را زاده است. نمونه ای دیگر بهانه جویی امین که از نظر روانشناسی آنرا نوعی خصلت بچگانه میدانند، در حادثهء تلاش نافرجام سوء قصد همکاران تره کی علیه جان وی هویدا گردید. امین در آن حادثه سفیر شوروی را مقصر دانست و با شوروی ها  از راه قهر و ناز داخل جنگ زرگری شد.

چیزیکه درین بحث ها پرسش زاست، همانا دلچسپی و گرم گرفتن بی حد آدولف دابس و امستوتز با امین است، که دریافت پاسخ بدانها ضرورت به زمان دارد. درینجا باید  دو مساله از هم تفکیک شوند: یکی بحث روی مسالهء تلاشهای امین از طریق فعالیت های گسترده سیاسی جهت تامین ارتباطات با دول مخالف شوروی و دیگر پرداختن به فعالیت های  CIA در افغانستان.

ستیف کول مینویسد: اجنت های CIA در کابل  زیادترین توجه شانرا متوجه شوروی ها کرده بودند. آنها به کمونیست های افغانی چندان علاقه نداشتند. وظیفهء اصلی کارکنان  CIA  در افغانستان، کشف و شناسایی سلاح های شوروی بود که در دست افغانها قرار داشت. همچنان آنها میکوشیدند تا اجنت های کا . گی . بی و بلاک شرق را ، که در افغانستان مصروف کار بودند، در خدمت خویش قرار دهند...

نتیجهء اینکار CIA  باعث شد، که آنها نی کودتای ثور 1978 و نی رخداد های بعدی افغانستان را در موقع پیشبینی نمایند.  بعد از کودتای ثور، توماس تورنتون Thomas Thornton اجنت خاص CIA  در سال 1979 در افغانستان، به پرسش برژینسکی، که «شوروی ها در افغانستان چی میکنند؟» ، طی نگارش میموراندمی در سپتامبر همانسال پاسخ داد « که ما واقعا چیزی نمیدانیم.» (17)

از سوی دیگر ما در آستانه حمله شوروی می بینیم که امریکایی ها مصروف طرح  راهبرد های جدید در بارهء افغانستان اند. ستف کول مینگارد: که چند روز قبل از یورش روسها به افغانستان و کشته شدن امین، برژینسکی به جیمی کارتر پیشنهاد کرد تا ستراتیژی امریکا در رابطه به افغانستان  تدوین شود. به نظر وی، امریکا باید به شورشیان که غیر منظم، ضعیف، فاقد نفوذ و سلاح  اند، در وهلهء اول کمک های صحی نماید؛ بعد آنها را سازماندهی نموده و سپس به آنها تاکتیک های نظامی آموزش دهد. و در مرحلهء بعدی باید کمک های کشور های عربی برای آنها جلب  و پای چین دخیل گردد. ( 18)

در شبی که شوروی ها دهلیز به دهلیز در پی دستگیری یا قتل امین بودند، برژینسکی خطوط اساسی پلانش را از طریق CIA طوری طرح کرد که میتوانست تا ده سال آینده به ثمر بنشیند.  وی میگفت که : «هدف اصلی ما اینست تا شوروی ها را به افغانستان بکشانیم». یک هفته بعد از 27 دسامبر 1979، این هدف را در یک میموراندم چنین تشریح  کرد که : «اگر هدف ما کاملا هم قابل دسترسی نباشد، باز باید کوشید تا زندگی را برای شوروی ها در افغانستان دشوار نماییم.» ( 19)

جای شک نیست که افغانستان سالها میدان روسها  و استخبارات آن بود. لست نامهای مستعار وابستگان افغانی (کا .گی بی) به اساس کتاب میتروخین که به صد ها نفر میرسند (20) نشانهء از عمق نفوذ شوروی در افغانستان بود. بنابرین به اساس محاسبات  شوروی ها افغانها حق « نافرمانی» را نداشتند. اناتولی دوبرینین درازمدت ترین سفیر شوروی در امریکا و از زمان گرباچف، رییس روابط بین المللی حزب کمونیست شوروی، در یکی از خاطراتش نگاشت: اندروپف فکر میکرد که در صورت عدم دفاع از «انقلاب ثور»، افغانستان به پایگاه غرب، پروژهء ترکیه بزرگ و نصب راکت های کروز و پرشنگ مبدل خواهد شد.

اما ترس روسها از انتریگ CIA  و نفوذ غرب آنقدر هم غیر موجه نبوده است.

 برژینسکی درینباره میگوید:

بدینگونه دیده میشود که امریکایی ها نیز به این پرسش که آیا قصد داشتند تا از امین و سیاست هایش به نفع خویش بهره برداری نمایند، پاسخ نداده اند. ممکن دلیل آن این باشد که اگر آنها واقعا طرح تغییر سیاست امین و چرخش آن به نفع امریکا را داشته بوده باشند، هرگاه این مساله را افشا و تایید نمایند، پس به حملهء شوروی به افغانستان خصلت قانونی و مشروع داده اند. از سوی دیگر روسها با درک اینکه نتیجه گرمی مناسبات امین و دابس پیامد های فاجعه بار برای آنها خواهد داشت، بنابرین شاید به حمایت از اختطاف  سفیر امریکا چراغ سبز روشن کرده باشند. جای شک نیست که در حمله برای نجات جان دابس مشوره مشاورین شوروی دخیل بوده است. قتل دابس بزرگترین ضربه بر شکل گیری مناسبات امین و امریکا بود. اگر همهء این سناریو ها درست باشند در آنصورت قتل دابس اول باعث جلوگیری از نزدیکی مناسبات امریکا با افغانستان گردید؛ دوم از اثر اباء عذرخواهی افغانستان از حادثهء قتل، جو بی اعتمادی و سردی بر روابط هردو کشور مستولی شد؛ و سوم مواضع جانبداران شوروی حکومت خلقی را موقتا تقویت کرد. امین با نابودی تره کی خواست به این بی تناسبی پایان دهد. (18)

ما در تمام سال 1979 با یک پارادوکس از رویداد ها برمیخوریم. در یکسو امین و تره کی (دومی بیشتر) مشترکا میخواهند تا قوای شوروی در افغانستان مستقر شود و از سوی دیگر امین با غرب در تماس است. اگر چنین پنداشته شود که خواست امین نزدیکی با غرب و خواست تره کی استقرار قوای شوروی در افغانستان بوده است، (19) پس امین نباید از رهبری شوروی پس از قتل تره کی تقاضای گسیل گارد محافظتی را میکرد، زیرا هر آدم عاقل میداند که در چنبرمحافظین بیگانه انسان مصئونی نیست. اما اینکار میشود و 500 نفر عساکر«امور خاص» ملبس به لباس افغانی به اساس دستور اندروپف برای حفظ امنیت قصر تپه تاج بیگ می آیند، که بعد از کمی بیشتر از یک ماه روح امین را قبض میکنند.

بهر حال انگیزهء تصمیم گیری رهبری شوروی ظاهرا  یک ماجراجویی چند پیرمرد بیمار تلقی میتواند شود، که انتقامجویی نیز محرک آن بوده است، اما در عقب آن مبارزه قدرت در درون جامعهء شوروی را نیز میشود دید. بی پلانی رهبران شوروی برای افغانستان که در اسناد ضدو نقیض آنها به حیث مصوبات بیروی سیاسی به تاریخ 27 دسامبر 1979 صادر شده این ادعا را تایید میکند. برگردان متون در ضمیمهء این نوشته است که به ترتیب نشر خواهد شد. حتا حرفهای در بارهء اشغاال افغانستان جهت دسترسی به آبهای گرم هند و یا اشغال مناطق نفت خیز خلیج فارس، جز تصورات غلط و میان تهی چیز دیگری نیست زیرا اجرای چنین طرح ها از عقل رهبران سالخورده شوروی به دور بوده است. پس میماند مسالهء درس عبرت. آنها آمدند تا به امین درس عبرت بدهند، اما خودشان در برگشت آنرا گرفتند.

علی رغم اینکه کشور و مردم  ما قربانی رقابت های دو ابرقدرت شد، آنچی تا دیرزمان تاریک خواهند ماند عبارت از تداوم داستان تجاوز و یا به دام افتادن روسها در تلهء افغانستان است. ممکن است حلقهء اساسی دلیل تجاوز برای همیشه مفقود باقی بماند.  

 

(*) نویسنده بعضی از اسناد را، که به بیش از 30 میرسند، از روی تصادف در یک سایت بایگانی انترنیتی پیدا کرد. در مورد واقعی بودن آنها کمتر میشود شک نمود.

(**) مترجم کتاب داوود خان در چنگال کا. گی. بی و آقای سید طیب جواد در بعضی از صحبت هایش در مورد این سازمان اشاراتی داشته اند، اما کار های تحقیقی در بارهء نقش گی. ار. او تا اکنون نداشته ایم.

( ***) دکتورین بریژنف که جز دکتورین لنینی توسعه طلبی نیست، مفصلتر در آینده به این مقاله اضافه خواهد شد و همچنان فیصلهء کنفرانس 1974 پیمان وارسا که مطابق آن طرح ریزی شده بود.

 

پی نوشت ها

1ـ Dipl. Pol. Sonja Bartsch  Die Intervention der Sowjetunion in die Afghanistankrise 1979.   

 LES REVELATIONS D'UN ANCIEN CONSEILLER DE CARTER, Zbigniew Brzezinski, Nouvel Observateur N° 1732,15.-21.  1998, page. 76.   

3 ـ اسناد آرشیف کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی به زبان روسی.

 Война в Афганистане, Шубин, Александар, Москва, 1991. 

5 ـ همانجا

Jahre des Umbruchs  Teil V, 1995. Afghanistan; Bukovski,

7 ـ  The KGB in Afghanistan, Vasiliy Mitrokhin , Working Paper No. 40, Washington, D.C. February 2002.

8 ـ Революция Вентовки и Танка, Абартас Касинас, Спуьтник,Москова, 2/1991.

9ـ  یادداشت های شخصی نویسنده.

10ـ  The KGB in Afghanistan, Vasiliy Mitrokhin ,  همانجا.

11ـ حقایق پشت پردهء تهاجم شوروی بر افغانستان، مولفین: دیاگو کوردویز و سلیک هریسن، مترجم عبدالجبار «ثابت»، جلد اول، مرکز نشراتی میوند، چاپ اول 1375، ص 67.

12ـGhost Wars: The Secret History of the CIA, Afghanistan, and bin Laden, from the Soviet Invasion to September 10, 2001  Steve Coll, Merrill House, New York, Carnegie Council Books for Breakfast, 3/1/04,pp 47-52.

13ـ همانجا

14ـ همانجا

15ـ همانجا

16ـ همانجا

17ـ همانجا

18ـ همانجا

19ـ همانجا

20 ـ Memorandum for The Securetay of Stats, Jan 1980.

21 ـ The KGB in Afghanistan, Vasiliy Mitrokhin ,   لست آخر کتاب.

22ـ اسناد لانه جاسوسی امریکا

21ـ حقایق پشت پرده ... همانجا.

 

منابع بیشتر

 

1ـ َAllan, P., Kläy, D., Zwischen Bürokratie und Ideologie. Entscheidungsprozesse im Moskauer Afghanistankonflikt. Bern u.a 1999.

2ـ َAllan, P.Sowjetische Geheimdokumente zum Afghanistankrieg. 1978-1991. Zürich 1995.

Аллан, П. Афганистанский Капкан, провда о советском вторжении, Москва, 1999. 

Корниенко. Г, холодная Война. Свидетелъство её Участника, Москва, 1994. 

 Шубин, Александар, От Застоя к Реформам . СССР в 1917- 1985 гг., Москва, 2001.

 Ляховский, А. Забродин, В.,  Тайна афганской Войны, Москва, 1991.

7ـ اسناد لانه جاسوسی ، شماره 30، افغانستان (2)، محل و سال چاپ نا معلوم!

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ضمیمه ها

 

متن قلمی فیصله نامهء مشهور 176 که منجر به تجاوز شوروی به افغانستان گردید.

 

---------------------------------

 

 

اشد محرم

تحت ریاست رفیق ل.ا. بریژنف

اعضای حاضر جلسه: سوسلوف، گریشین، کریلینکو، پلشه، شتیکوف، چرنینکو، اندروپف، گرومیکو، تیخونف، پوناماریف. *

فیصله نامه کمیته مرکزی ح . ک. ا .ش

در مورد وضعیت در «الف»

1ـ نظریات و اقدامات پیشنهادی اندروپف، اوستینوف و گرومیکو جمع آوری گردند.

حل عملی تحقق این اقدامات و یا آوردن تصحیحات در آن که دارای ویژگی های اصولی نیستند.

مسایلیکه ضرورت تصمیمگیری کمیته مرکزی را میطلبند، باید به وقت و زمان آن به بیروی سیاسی ارجاع گردند.

تحقق این همه اقدامات بدوش رفقا یو. وی. اندروپف، دی. اف. اوستینوف و ا.ا. گرومیکو می باشد.

2 ـ به رفقا یو. وی. اندروپف، دی. اف. اوستینوف و ا.ا. گرومیکو وظیفه داده میشود تا بیروی سیاسی کمیته مرکزی  را در مورد اجرای اقدامات مطروحه اطلاع دهند.

سکرتر کمیته مرکزی

نمره 997 (یک ورق)

امضای بریژنف

П 176/ 125 от 12/XII 79 

 

 

 

 

 

-----------------------------

 

 

ضمیمه سندی نمره Nr. П 176/ 125оп  от 12/XII 79г. 

 

26 دسامبر سال 1979. ( در خانهء یلاقی رفقا  لئونید ایلیچ بریژنف، دیمیتری فدروویچ اوستینوف، اندری اندریویچ گرومیکو و کانستانتین اوستینویچ چرنینکو حضور داشتند.) رفقا اوستینوف، گرومیکو و اندروپف گزارش شان را در مورد تحقق فیصله نامه П 176/ 125оп  от 12/XII 79г  ارایه نمودند.

رفیق لئونید ایلیچ بریژنف  پس از ابراز آرزومندی ها، پلان عملیاتی را، که توسط رفقا درزمان نزدیک پیش بینی شده بود، مورد تایید قرار داد.

عاقلانه پنداشته شد که کمیسیون بیروی سیاسی کمیته مرکزی با عین ترکیب و سمتگیری پلان مطروحه را عملی ساخته و  با دقت از هر گام عملیاتی خویش مواظب نماید. در رابطه به مسایلی که ایجاب تصمیمگیری را می نماید، به وقت و زمان آن به کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی پیشکش شود. 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

وزراي خارجه ايران ،افغانستان و تاجيكستان نتايج نشست دوشنبه را مثبت خواندند

وزيران امور خارجه جمهوري اسلامي ايران ، افغانستان و تاجيكستان نتايج نشست دو روزه خود در شهر دوشنبه را در راستاي توسعه مناسبات سه كشور و نيز گسترش همكاري‌هاي منطقه‌اي مهم و مثبت ارزيابي كردند.
رنگيندادفر اسپنتا , منوچهر متكي و همراه خان ظريفي وزيران خارجه ، افغانستان, يران و تاجيكستان بعد از ظهر سه شنبه در گفت وگو با خبرنگاران اعلام كردند كه نشست دوشنبه زمينه اجراي پروژه‌هاي مشترك به ويژه در بخش انرژي و مواصلات را بيش از پيش فراهم كرده و تحرك تازه‌اي به همكاري‌هاي اقتصادي سه كشور خواهد بخشيد.
وزير امور خارجه كشورمان با تاكيد بر عملياتي كردن پروژه‌هاي مشترك گفت : توافقات به دست آمده در اين نشست تحول مهمي را در روابط سه كشور و نيز مناسبات منطقه‌اي ايجاد خواهد كرد و ظرفيت‌هاي همكاري سه جانبه را افزايش خواهد داد.
منوچهر متكي با اشاره به اينكه انرژي و حمل ونقل از زير ساخت‌هاي توسعه هر كشوري محسوب مي‌شود ،افزود: بنا داريم اين زير ساخت‌ها را در منطقه خود تقويت كنيم و سه كشور مي‌توانند با ايجاد زيرساخت‌ها و به ويژه راه و راه آهن دسترسي منطقه‌اي و جهاني از روسيه تاچين ،آسياي مركزي تا خليج فارس و شرق آسيا تااروپا را تسهيل كنند.
وي تصريح كرد: اجراي پروژه مربوط به ساخت شبكه راه آهن مشترك بين ايران ، افغانستان و تاجيكستان امكانات بيشتري را براي رشد روابط منطقه اي فراهم خواهد كرد.
متكي گفت : ساخت و راه اندازي خطوط انتقال نيروي برق بين سه كشور يكي ديگر از پروژه‌هاي مورد بحث در اين نشست بود كه اجراي آن براي استفاده مناسب از ظرفيت‌هاي موجود و كاهش مشكل دسترسي به نيروي برق مهم است .
وزير خارجه كشورمان همچنين طرح تاسيس تلويزيون مشترك فارسي زبان را يك اقدام لازم براي توسعه و تعميق روابط فرهنگي بين سه كشور دانست.
رنگين رادفر اسپنتا وزير خارجه افغانستان نيز نشست دوشنبه را گامي در اجراي توافقات روساي جمهوري سه كشور خواند و گفت : ايران ، تاجيكستان و افغانستان از جمله كشورهاي هم زبان هستند كه در مذاكرات نياز به مترجم ندارند.
وي افزود: فراهم كردن استفاده از ظرفيت‌هاي موجود اقتصادي بين سه كشور و نيز برقراري ارتباط زميني بين ايران ، افغانستان و تاجيكستان و از اين طريق با ساير كشورهاي آسياي مركزي و چين از جمله پروژه‌هاي ارائه شده از سوي هيات افغان بود كه با حمايت دو كشور دوست در نشست دوشنبه مواجه شد.
وي گفت : توافقات نشست دوشنبه زمينه جديدي را براي گسترش روابط و آشنايي مردمان سه كشور فارسي زبان با ميراث و فرهنگ مشترك ايجاد خواهد كرد.
وزير خارجه افغانستان گفت :وزيران خارجه سه كشور پس از شركت در آيين جشن نوروز در ناحيه حصار تاجيكستان تصميم گرفتند كه نشست بعدي نوروز سال آينده در هرات تشكيل شود واين يك اقدام سمبليك در جهت توسعه مناسبات فرهنگي و آشنايي با آيين‌هاي مشترك خواهد بود.
همراه خان ظريفي وزير خارجه تاجيكستان هم گفت : توافقات به دست آمده بين سه كشور جهت‌گيري سياسي ندارد و هدف از آن عملي ساختن تفاهمنامه‌ها و و پروژه‌هاي مشترك اقتصادي است .
وي افزود: توسعه همكاري‌هاي اقتصادي ايران ، افغانستان و تاجيكستان براي گسترش مناسبات اقتصادي بين كشورهاي آسياي مركزي ، روسيه ، چين و شرق آسيا نيز مهم است .
وي نتايج مذاكرات سه جانبه دوشنبه را همچنين براي هماهنگي و همكاري اين كشورها در چارچوب سازمان‌هاي منطقه‌اي از جمله سازمان همكاري‌هاي اقتصادي اكو و شانگهاي با ارزش دانست .
نشست وزيران خارجه سه كشور امروز با صدور بيانيه مشترك و تاكيد بر لزوم تقويت روابط اقتصادي ، حل مسايل منطقه‌اي و همكاري براي كاهش خطرات ناشي از تروريسم و مبارزه با قاچاق مواد مخدر پايان يافت .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

چهار پليس مرزي هرات و دو غير نظامي كشته شدند

فرمانده پليس مرزي در ولايت هرات اعلام كرد: در حمله افراد مسلح ناشناس در مرز اين ولايت با ايران چهار پليس مرزي و دو غيرنظامي كشته شدند.
رحمت الله صافي روز سه شنبه به خبرنگاران گفت: پليس مرزي دوشنبه شب در گمرك كلاته نظر در مرز با ايران در حال گشت بودند كه مورد حمله افراد مسلح قرار گرفته شدند.
نورخان نيكزاد سخنگوي فرماندهي پليس هرات نيز  گفت:يك هيات بلند پايه دولتي براي تحقيق در مورد اين حمله وارد محل شده است .
قاري يوسف احمدي سخنگوي طالبان در تماس با خبرنگاران اعلام كرد كه اين حمله را افراد اين گروه انجام داده‌اند  و شش نفر از نيروهاي پليس در اين حمله كشته شدند.
منطقه گمرك كلاته نظر ولايت هرات كه  هم مرز ايران است , در ‪۱۰۰‬ كيلومتري  شيندند اين ولايت قرار داد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |